چکیده:

آنچه مسلم است این است که دو نهاد علمی حوزه و دانشگاه به دلیل آگاهی و نفوذ اجتماعی، مسئولیتی سنگین و دشوار برعهده دارند. نگارنده در مقالة حاضر با توضیح مفهوم وحدت، به ضرورت مبحث «وحدت حوزه و دانشگاه» پرداخته و نیز موانع تحقق آن را تشریح نموده و دراین‌خصوص، راهکارهای عملی را برای اجرای این پیوند مهم بیان داشته است. وی با شرح وظایف هر دو نهاد، به این نتیجه رسیده است که اگر نگاهی عمیق و همه‌جانبه به موضوع «وحدت حوزه و دانشگاه» صورت بگیرد و در مسائل مربوط به آنها بازنگری دقیق و کارشناسانه‌ای شود، آیندة روشن‌تری در انتظار جامعة اسلامی ایران خواهد بود.

کلیدواژه‌ها:

وحدت، وحدت حوزه و دانشگاه، امام خمینی (ره)، امت، جامعة اسلامی، همبستگی

شما می توانید متن کامل مقاله را از اینجا دانلود نمایید.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA ی تصویری

نان که سعدی گفته است: «هر کس را عقل خود به کمال نماید». (سعدی، 1375: 161)

با توجه به این سخن سعدی، انسان ها معمولاً عقل خود را کامل می دانند و به همین دلیل، چندان به محک زدن عقل خود میلی ندارند. این در حالی است که پیشوایان معصوم (ع) معیارهایی ارائه داده اند که با به کار گرفتن آنها، اندازه عقل و خرد شخص سنجیده می شود.

از جمله این معیارها، حدیثی است زیبا از امام رضا (ع) که آن حضرت، ده معیار را برای عقلِ به کمال خود رسیده، بازگو کرده است. بر اساس این حدیث شریف، تنها عقل کسانی کامل است که به این ده ویژگی آراسته باشد و در صورتی که فاقد هر کدام از این ویژگی ها باشد، به همان اندازه، عقل شخص دچار کاستی شده است. آنچه در این نوشتار خواهد آمد، برشماری و توضیح اندکی است از این
ویژگی های ده گانه.

امام رضا (ع) می فرماید: «عقل مسلمان کامل نیست، مگر اینکه دارای ده خصلت باشد:

1 خیر اندک دیگران بسیار شمارد؛

2ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد؛

3ـ هرچه حاجت از او خواهند، دل تنگ نشود؛

4ـ در عمر خود از دانش طلبی خسته نشود؛

5ـ فقر در راه خدا، از توانگری نزد او محبوب تر باشد؛

6ـ خواری در راه خدا، از عزت با دشمن نزد او محبوب تر باشد؛

7ـ گم نامی را از شهرت بیشتر بخواهد؛

8ـ از بدی او در امان باشند؛

9ـ از او امید خیر باشد».

سپس پرسیدند: دهمی چیست؟ فرمود: «احدی را ننگرد، جز آنکه بگوید او از من پرهیزکارتر است». (حرّانی، 1383 : 486)

1ـ خیر اندک دیگران را بسیار شمارد

سیره پیشوایان معصوم (ع) چنین بوده که همواره خیر اندک دیگران را بسیار می شمردند. درباره امام حسین (ع) نقل شده است که: روزی آن حضرت به جمعی از نیازمندان رسید که عباهای خود را روی زمین انداخته بودند و نان خشکی در پیش داشتند. چون حضرت را دیدند، ایشان را سر سفره دعوت کردند. امام از اسب فرود آمد و نزد آنها رفت و با ایشان غذا خورد و سپس فرمود: حال که من دعوت شما را پذیرفتم، شما نیز دعوت مرا بپذیرید.

امام، آن انسان های فقیر را به خانه برد و به خانواده فرمود هر چه برای میهمانان ذخیره ساخته اید، حاضر سازید که ایشان بزرگ ترین پذیرایی را از من به جا آورده اند و این گونه آن حضرت ، خیرِ به ظاهر اندک آن فقیران را بزرگ و فراوان شمرد با پذیرایی از آنها، در صدد جبران برآمد.

2ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد

اندک شمردن خیر خود، خود کم بینی و خواری نیست، بلکه فروتنی و افتادگی است تا همراه با آنکه انسان با دیگران به راحتی ارتباط برقرار می کند، گرفتار تکبر نشود. از این فرموده امام رضا (ع) که: «عقل مؤمن در صورتی کامل می شود که خیر خود را اندک شمارد» استفاده می شود که آنان که برای کارهای خیر خود اهمیت فراوان قائل هستند و کارهای نیک خود را فراوان می بینند، هنوز به مرحله کمال عقلانی نرسیده اند؛ چرا که فراوان شمردن نیکی های خویش، افزون بر آن شخص را در معرض غرور ، تکبر و خودپسندی قرار می دهد، مانع از آن می شود که وی توفیق در انجام کارهای خیر را از سوی خداوند بدانند. از این رو، کسی که همواره خیر خود را اندک شمارد، از آفت هایی چون غرور، تکبر و غفلت از عنایت خدا در توفیق دادن او به انجام کارهای خیر، ایمن می ماند و عقلش رو به سوی کمال می رود.

3ـ هرچه حاجت از او خواهند، دل تنگ نشود

امام رضا (ع) در مقام برشماری معیارهای کمال عقلانی، یکی از این معیارها را «دلتنگ نشدن شخص از اظهار نیاز دیگران نزد او» دانسته اند. بر اساس این سخن، توجه به نیازهای مردم و سعی در برآوردن آنها و دل تنگ نشدن از آنچه مردم به عنوان نیاز، نزد شخص بازگو می کنند، عقل را در مسیر تکامل قرار می دهد. از این رو، استقبال از نیازهای مردم و تلاش برای برآورده ساختن آنها، نه تنها کاری عقلانی است، بلکه مایه رشد عقلانیت و نزدیک ساختن انسان به قله تکامل خواهد شد.

4ـ در عمر خود از دانش طلبی خسته نشود

همان گونه که می دانیم، دانش طلبی یکی از توصیه های مهم قرآن کریم و اهل بیت (ع) است. در این باره، یکی از موضوعات مربوط به دانش طلبی، خستگی ناپذیری در کسب دانش است؛ تا آنجا که بر اساس فرمایش امام رضا (ع) یکی از ساز و کارهای دست یابی به کمال عقلانی، خسته نشدن در راه دانش طلبی است.

این سخن، افزون بر آنکه تأثیر فراوانی در میدن انرژی در طالبان علم و تشویق آنان به کسب دانش دارد، جایگاه زلال علم را نیز به تصویر می کشد؛ زیرا در حقیقت، زلالی دانش است که نه تنها هیچ گاه خستگی آور نیست، بلکه همواره شوق آفرین است و اگر کسی در طلب علم، احساس خستگی کند، ریشه آن به مزاج او بر می گردد، نه به شجره طیبه دانش.

 

5ـ فقر در راه خدا از توانگری نزد او محبوب تر باشد

دین اسلام هرگز به فقر و تهی دستی توصیه نکرده و هرگز به آن روی خوش نشان نداده است؛ زیرا فقر، می تواند پی آمدهای زیان بار فراوانی برای شخص در پی داشته باشد. اما اگر فقر با صبر و خویشتن داری همراه باشد و انسان در پسِ آن، حکمت و مصلحتی نهفته ببیند، می تواند شخص را از بسیاری از آفت ها مانند غرور، خودپسندی و مانند آن ایمن بدارد.

با توجه به همین حقیقت است که امام رضا (ع) فرمود: «عقل مؤمن زمانی کامل می شود که فقر در راه خدا نزد او محبوب تر از توانگری باشد.» گفتنی است که امام رضا (ع) آن فقری را برای مؤمن، محبوب تر از توانگری معرفی می کند که در راه خدا باشد و فقر در راه خدا آن است که شخص دست تقدیر الهی را در زندگی فقیرانه خود ببیند و در برابر آن، سر تسلیم فرود آورد. تنها در این صورت است که عقل شخص، در مسیر تکامل گام بر خواهد داشت.

6ـ خواری در راه خدا، از عزت با دشمن نزد او محبوب تر باشد

امام علی (ع) می فرماید: «ذلت و خواری در راه خدا، محبوب تر از عزت در راه دشمن است.» (حرانی، 1383 : 283) ایشان معتقد است که سربلندی، مخصوص پروردگار عزیز است و از این رو، انسان با ایمان و دارای عقل کامل، ذلت و خواری در راه حق را نه تنها کوچک شمردن و خوارشدن نمی پندارد، بلکه آن را عین سرافرازی و سربلندی در دنیا و آخرت می داند و هیچ گاه عزت ظاهری در زیر سایه دشمن را عظمت نمی خواهد، بلکه آن را ذلت و خواری بر می شمارد. (قمی، 1414 : ج 2: 177) این حقیقتی است که امام رضا (ع) از آن این گونه یاد فرمود: «عقل مؤمن، آن گاه به کمال می رسد که خواری در راه خدا را، از عزت زیر سایه دشمن محبوب تر بداند.»

 

7ـ گم نامی را از شهرت بیشتر بخواهد

امام رضا (ع) در برشماری معیارهای کمال عقلانی، یکی از این معیارها را تمایل به گم نامی دانسته است و می فرماید: «عقل مسلمان زمانی تکامل می یابد که گم نامی را از شهرت بیشتر بخواهد».

امامان معصوم (ع) نیز چنین ویژگی ای داشتند و در انجام کارهای نیک، می کوشیدند گم نام بمانند. نمونه برجسته آن، حضرت علی (ع) است؛ کسی که سال ها برای یتیمان عرب غذا می برد و به آنها کمک می کرد و تنها پس از شهادت آن حضرت بود که متوجه شدند کسی که همواره به آنها احساس و نیکوکاری داشته؛ علی بن ابی طالب (ع) بوده است. (کلینی، 1385 : ج: 428)

8ـ از بدی او در امان باشند

آزار رساندن به دیگران، از نشانه های شخصیت ناسالم است. افرادی که از اختلال های شخصیتی رنج می برند. معمولاً دیگر آزارند. در مقابل، انسان های سالم از هر نوع اذیتی به خود و دیگران دوری می جویند.

امام صادق (ع) چنین افرادی را «ابرار» می نامد و می فرماید: «فازو اللهِ الأبرارُ، أتدری مَن هم؟ هُمُ الذین لا یؤذونَ الذَّرّ؛ به خدا سوگند که نیکان رستگارند. آیا می دانید آنها چه کسانی هستند؟ کسانی که آزارشان به مورچه ای نمی رسد». (قمی، 1414 ق: ج 2، 146)

بنابراین، آنها که دغدغه تکامل عقلانی خویش به سر دارند و خواهان رسیدن به کمال عقلانی اند، باید به خود بنگرند که چه اندازه برای در امان داشتن دیگران از بدی و آزار خود می کوشند؛ چرا که امام رضا (ع) یکی از مؤلفه های تشکیل دهنده کمال عقلانی را «در امان داشتن دیگران از بدی و شر خویش» معرفی کرده است.

 

9ـ از او امید خیر باشد

کمک به هم نوع، سبب گره گشایی می شود و انسان همواره باید در مسیر کمک به دیگران و انجام کار خیر گام بردارد؛ زیرا نیکوکاری در حق دیگران، سبب خدمت به خویش و تلاش در مسیر پیشرفت و کمال است. بر اساس فرمایش امام رضا (ع) که فرمود: عقل مسلمان در صورتی کامل می شود که از او امید خیر باشد، باید گفت کسانی که درباره دیگران احساس مسئولیت نمی کنند و در انجام کارهای خیر پیش قدم نیستند، به مرحله کمال عقلانی نرسیده اند. (کلینی، 1365 : ج2: 191)

10ـ احدی را ننگرد، جز آنکه گوید او از من پرهیزکارتر است

امام رضا (ع) می فرماید: «مؤمن زمانی به تکامل عقلانی می رسد که: احدی را ننگرد، جز آنکه بگوید او از من پرهیزکارتر است؛ زیرا هر شخص ممکن است با دو دسته از مردمان روبه رو شود: مردمی که از او بهتر و پرهیزکارتر هستند و مردمی که از او بدترند. بر اساس فرمایش حضرت، زمانی که شخص بدتر را می بینیم. باید بگوییم خوبی این شخص پنهان است و او به دلیل ظاهر خود، خودنمایی ندارد، ولی خوبیِ آشکار من، مایه خودبینی من است.

افزون بر آن، آموزه های دینی به ما می گویند نه تنها مردم خوب هستند، بلکه در مقام مقایسه خود با آنها، همه از ما بهتر هستند و باید همواره دیگران را برتر از خود بدانیم. البته مراد از بهتر بودن، کمالات ظاهری مانند مقام، ثروت، دانش و جایگاه اجتماعی نیست؛ زیرا این امور در دنیا ملاک بالاتر بودن است. مراد از بهتر بودن، جایگاه افراد نزد خداوند متعال و میزان تقرب به پروردگار عالم و محبوبیت حقیقی نزد اوست. از طرفی، بر اساس تربیت اسلامی، هرگونه ادعا در برابر خدا و اولیای الهی و مومنان گناه شمرده
می شود و در کتاب های اخلاق از این صفت به خودبینی تعبیر شده است». (عالمی، 1372: 216 و 217)

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA ی تصویری

«حجاب و عفا» در قاموس بشری، واژه های آشنایی است که در گذر زمان از سنت به سوی مدرنیته، فراز و نشیب های زیادی را پشت سرگذاشته است. در این میان، مردان و به ویژه زنان در مسیر حرکت به سوی مدرنیسم، در معرض برهنگی فرهنگی و فرهنگ برهنگی قرار گرفتند و از آنان به عنوان ابرازی در راه توسعه سرمایه داری سوء استفاده شد.

موضوع حجاب و عفاف که به عنوان حقیقت دین شمرده می شود، در عصر مدرنیته و حاکم بودن فرهنگ برهنگی، تنها پاسخ مثبت و حقیقی به نیازهای درونی و بازگشت به گرایش های فطری جامعه انسانی است؛ زیرا تنها راهی است که می تواند سلامت، امنیت، معنویت و کمال را در خانواده و اجتماع میسر سازد. این انتخاب، تنها راه رسیدن به کمال و سعادت الهی است و مبانی، ریشه و راه های آن را می توان از دل قرآن و روایات به دست آورد.

مفهوم حجاب

حجاب را از دو بعد لغوی و اصطلاحی می توان تعریف کرد. در بعد لغوی، در ساده ترین تعریف، حجاب به معنای پوشش و فاصله میان دو چیز است. از این رو، هر چیزی را که میان دو چیز، جدایی می اندازد، حجاب می گویند.

شهید مطهری درباره واژه حجاب با تأکید بر مفهوم پوشش بیان می کند: «کلمه حجاب، هم به معنای پوشیدن است و هم به معنای پرده و حاجب. بیشتر استعمالش به معنای پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده، وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت به حسب اصل لغت، هر پوششی حجاب نیست؛ آن پوششی حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد».

حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دو بُعد ایجابی و سلبی دارد. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی برای نامحرم است. بنابراین، برای تحقق حجاب اسلامی، این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد و با نبود دومی، حجاب محقق نخواهد شد.

در کتاب های لغت فارسی برای واژه حجاب، معناهای گوناگونی چون «پرده، ستر، نقابی که زنان چهره خود را به آن می پوشانند، روی بند، برقع، چادری که زنان سرتاپای خود را بدان می پوشانند» (معین، 1379: ج 1 : 1340) آمده است. در کل می توان گفت حجاب به معنای پوشش، بدیهی ترین تعریفی است که می توان به آن اشاره کرد.

مفهوم عفاف

عفاف به عنوان یک فرهنگ، روش و منش مسلمانان را تبیین می کند و به آنها چگونه بودن و چگونه زیستن را می آموزد. عفاف، فرهنگی است که قرآن به جوامع اسلامی عرضه می کند. هدف فرهنگ عفاف، امنیت جنسی زن و مرد و رسیدن به کمال مطلوب است. بخش عظیمی از این فرهنگ باشکوه را حجاب تشکیل می دهد.

«عفت دارای مفهوم عام و خاص است؛ مفهوم عام آن، خویشتن داری در برابر هرگونه تمایل افراطی و نفسانی است، و مفهوم خاص آن، خویشتن داری در برابر تمایلات بی بند و باری جنسی است». (مکارم شیرازی، 1381 : 283)

 

 

انواع حجاب

1ـ حجاب فیزیکی بدن

این بُعد همان محوری است که مورد توجه بیشتر دانشمندان، فقیهان و روشن فکران بوده است؛ زیرا ملموس ترین جنبه حجاب به شمار می آید. در آیات سوره های نور و احزاب بر این بُعد از حجاب با عنوان «خُمار» و «جلباب» تأکید ویژه شده است: «وَلیَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیُوبِهِنَّ؛ خمارهای خود را بر گریبان های خویش بیفکنند». (نور: 20)

منظور از خمار، مقنعه یا روسری بلندی است که افزون بر پوشش کامل سر، بر روی گردن و سینه افتد. (بیرقی اکبری 1377 : 38) شهید مطهری (رحمه اله) معتقد است بر اساس آیه شریفه و تفسیر ابن عباس، این پوشش سر، اعم از شال، روسری و مقنعه، باید مو، سینه، دور گردن و زیر گلوی زن را بپوشاند. (مطهری، 1353 ، 138)

شهید مطهری (ره) به نقل از تفسیرهای معتبر، از جمله تفسیر کشاف بیان می کند که زنان عرب  معمولاً پیراهن هایی می پوشیدند که گریبان های شان باز بود و دور گردن و سینه را نمی پوشاند و روسری هایی هم که روی سر خود می انداختند، از پشت سر می آویختند و به طور طبیعی، گوش ها و بناگوش ها و گوشواره ها و جلو سینه  و گردن نمایان می شد. این آیه دستور می دهد که باید قسمت آویخته همان روسری ها را از دو طرف روی سینه و  گریبان خود بیفکنند تا قسمت های یاد شده پوشیده شود. (همان: 136 و 137)

نوع دوم از پوشش اشاره شده در سوره نور، جلباب است که در سوره احزاب نیز به آن تصریح شده است: «یَا أیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِازوَاجِکَ وَبَناتِکَ وَنِسَاءِ المُؤمِنینَ یُدنِینَ عَلَیِهنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ اذنَی ان یُعرَفنَ فَلَا یُؤذَینَ وَکَانَ اللهُ غَفُوراً رحِیماً؛ ای پیامبر، به زنان و دخترانت و زنان مومن بگو: جلباب های خود را به هم نزدیک سازند تا با این پوشش بهتر شناخته شوند و از تعرض هوسرانان آزار نبینند و خداوند بخشنده و مهربان است». (احزاب: 59)

2ـ حجاب در نگاه

بُعد دیگر حجاب از دیدگاه قرآن و روایات در «نگاه» است که پس از بُعد نخست، شناخته شده ترین بُعد از ابعاد حجاب شمرده می شود و دستور صریح قرآن کریم بر این نوع حجاب دلالت دارد. خداوند در سوره نور به مردان و زنان به طور جداگانه امر می کند که چشمان خود را فرو افکنند: «قُل لِلمُؤمِنیِنَ یَغُضُّوا مِن ابصَارِهِم» و «وَقُل لِلمؤمِنَات یَغضُضنَ مِن ابصَارِهِنَّ». (نور: 30 و 31)

حضرت رسول (ص) درباره نگاه و حرمت آن می فرماید: «از نگاه بعد از نگاه بپرهیز؛ زیرا نگاه اول از آن تو و ناخواسته است، ولی نگاه دوم به زیان تو و عمدی است و نگاه سوم ویران گر است.» امام صادق (ع) نیز می فرماید: «نگاه بعد از نگاه، بذر شهوت در دل می کارد و این خود برای به گناه کشاندن و به فتنه انداختن صاحبش کافی است». (محمدی ری شهری، 1377 ، ج 13: 325)

3ـ حجاب در گفتار

تبیین روشن وحی درباره شیوه سخن گفتن زنان مومن با مردان، یکی از مهم ترین ابعاد حجاب است؛ چنان که به لحن سخن گفتن زنان در بُعد روان شناسانه توجه کرده است؛ آنجا که می فرماید: «فَلَا تَخضََعنَ بِالقَولِ فَیَطمَعَ الَّذی فِی قَلبِهِ مَرَضٌ وَقُلنَ قَولاً مَعرُوفاً؛ با خضوع در گفتار سخن نگویید که بیمار دل طمع ورزد، بلکه شایسته و متعارف سخن گویید». (احزاب: 32)

 

مخاطب آیه، همسران رسول خدا (ص) هستند و سپس تمام زنان مؤمن. علامه طباطبایی (ره) می نویسد: «معنای خضوع در کلام آن است که در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک و لطیف کند، تا دل او را دچار ریبه و خیال های شیطانی نماید، شهوتش را برانگیزاند و در نتیجه، مردی که بیمار دل است به طمع افتد. منظور از بیماری دل، نداشتن نیروی ایمان است؛ نیرویی که آدمی را از میل به سوی شهوت باز می دارد». (نیکو برش راد، 1389)

4ـ حجاب در رفتار

مقصود از حجاب در رفتار، اعمالی است که از راه اعضا و جوارح پدید می آید. آنچه به حجاب در رفتار تعلق می گیرد، به جلوه در آوردن و اظهار زینت های پنهان زنانه، اظهار نمودن بدون ظاهر نمودن و در مجموع، سهل انگاری یا مکر زنان در جلوه گری و خودنمایی است.

برای مثال، عطر زدن برای خانم ها نه تنها اشکال ندارد، بلکه مستحب است؛ به ویژه برای همسر. ولی آنچه از آن نهی شده، این است که زن هنگام بیرون رفتن از منزل و یا زمانی که با نامحرم در تماس است، طوری عطر بزند که بوی آن به مشام نامحرم برسد و ایجاد مفسده کند.

5ـ حجاب در قلب

خداوند متعال در برتری تقوای دل در حجاب می فرماید: «وَإذَا سَالتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسألُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِکُم اطهَرُ لِقُلُوبِکُم وَقُلُوبِهِنَّ؛ هنگامی که از همسران پیامبر چیزی خواستید، از پشت حجاب و پرده از ایشان بخواهید که این کارتان برای دل های شما و دل های ایشان پاکیزه تر است.» (احزاب:53)

نکته مهم در این آیه، این است که پاک ماندن قلب مردان را پیش از قلب زنان بیان کرده است؛ زیرا قلب مردان، آسیب پذیری بیشتری در مقایسه با زنان دارد. (نیکو برش راد، 1389)

 

منابع:

  • قران کریم.
  1. بیرقی اکبری، محمدرضا. 1377. تحلیلی نو و عملی از حجاب در عصر حاضر. اصفهان: پیام عزت.
  2. کاظم زاده، موسی. 1391. «حجاب و عفاف از منظر قرآن». سایت امام مبین.
  3. محمدی ری شهری، محمد. 1377 . میزان الحکمه. ترجمه حمیدرضا شیخی . قم: دارالحدیث.
  4. مطهری، مرتضی. 1353 . مسئله حجاب. تهران: نشریه انجمن اسلامی.
  5. معین، محمد. 1379 . فرهنگ فارسی. تهران: امیرکبیر.
  6. نیکو برش راد، فرزانه. 1389. «بررسی مبانی حجاب و عفاف در قرآن» . سایت مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA ی تصویری

  «بس نكته» با تو گويم شايد نديده باشي     تا دسته دسته نرگس زين باغ چيده باشي.

آنچه پيش رو داريد نكته هايي است درباره سخنوري و مجموعه اي است نسبتاً نو، متنوع و خواندني كه به زيور قلم آراسته ايم و با عنوانهاي زيرين به نگارش درآورده ايم:

تعريف سخنراني؛                  نكات هنگام سخنراني؛

اهداف سخنراني؛                  مواد سخنراني؛

عوامل مؤثر در سخنراني؛              نكات پايان سخنراني؛

اصول سخنراني؛                       نكات پس از سخنراني؛

نكات پيش از سخنراني؛                    شرايط سخن؛

نكات آغاز سخنراني؛                  شرايط سخنران؛

آفات سخنراني؛                       آداب سخنراني؛

101) در سخنوري بكوشيد كه گنجينة  لغات و واژگاني خود را افزايش دهيد تا گرفتار كمبود الفاظ براي معاني و مقاصد خود نشويد. مثلاً به جاي كلمة «مقدمه» و متناسب با فضاي سخن و سخنراني، مي توانيد از كلمات «پيشگفتار» ، «سرآهنگ» ، «سرآغاز» ، «مطلع» ، «طليعه» ، «طلايه»، «درآمد» ، «ديباچه» ، «سپيده» ، نيز استفاده كنيد.

102) درست گويي را با مطالعه و مراعات قواعد دستور زبان ياد بگيريد. به طور مثال، در پايان سخنراني خود اين گونه دعا نكنيد: «خدايا! به مسئولان ما اخلاص و به جانبازان ما صبر و رزمندگان اسلام را پيروز بگردان»؛ زيرا اين سه جمله از نظر «فعل» يكسان نيستند تا بخواهيم آنها را با«واو عطف» به يكديگر عطف كنيم. پس صحيح آن است كه بگوييد: «خدايا! به مسئولان ما اخلاص و به جانبازان ما صبر عنايت بفرما و رزمندگان اسلام را پيروز بگردان.»

103) از كلمات و جملاتي استفاده كنيد كه تلفظ آنها براي خودتان مشكل نباشد، مثلاً تلفظ «جنجال برانگيزاننده ترين»، همانند «خواجه تو چه تجارت مي كني؟» ، دشوار است و ممكن است هنگام اداي آن، با مشكل روبه رو شويد. و از سخناني استفاده كنيد كه درك معاني آنها براي شنوندگانتان دشوار نباشد. مثلاً اگر سخنوري، به تناسب موضوع سخن خود، اين شعر را بخواند:

زخان و مان و قرابت، به غربت افتادم

بماندم اينجا بي ساز و برگ و انگشتال

بسياري از شنوندگان ـ اگر نگوييم همة آنان ـ معناي كلمة «انگشتال = بيمار و ضعيف و نحيف» را متوجه نخواهند شد.

  1. مواظب باشيد كه واژگان هر زبان و بويژه زبانهاي غيرفارسي را، از نظر حروف، درست تلفظ كنيد. و اگر با تلفظ درست واژگان غيرفارسي، مانند عربي و انگليسي و فرانسوي، آشنا نيستيد، از به كارگيري آنها در سخنراني خود پرهيز نماييد و عطايش را به لقايش ببخشيد. مثلاً واژة فارسي «گرامي = عزيز» را «گرام» ، و دو واژة عربي «تَوَلّي و تَبَري» را «تَوَلّي و تَبَرّي» و واژة انگليسي فلاسك(F Lask)  را فلاكس، و واژة فرانسوي «كانديدا = داوطب، نامزد» را «كانديد = ساده دل؛ معصوم» تلفظ نكنيد.
  2. دقت كنيد كه واژگان هر زبان و بويژه زبانهاي غيرفارسي را، از نظر حركات و اعرابها، درست تلفظ نماييد. به طور نمونه، واژة فارسي «بَرومند» را «بُرومند» ، و واژگان عربي «يا أبا صالح المهدي» را «يا أبا صالحَ المهدي» و «يا ابا صالحِ المهدي»، و واژة انگليسي تورنِمنت(Tournament) را «تورنُمنت» ، و واژة فرانسوي «رُمان: Roman » به معناي داستان بلند را «رُمّان» كه در زبان عربي به معناي «انار» است، تلفظ نكنيد.
  3. از ميان چند كلمة مترادف كه از نظر معنايي  بهم نزديكند، آن را كه زيباتر است برگزينيد. به طور نمونه، از ميان كلمات «حادثه» ، «اتفاق» ، «رخداد» ، «واقعه» و «رويداد» شايد كلمة «رخداد» و سپس «رويداد»  زيباترين آنها باشد، هر چند ممكن است كه هر كدام از كلمات مترادف، جايگاه خاصي داشته و در همان جايگاه خاص خودشان زيباتر و مناسبتر باشند.
  4. سعي كنيد از ضافه كردن بيش از حد كلمات به يكديگر يا همان «تَتابُعِ اضافات» خودداري ورزيد. مثلاً بر كرسي سخن چنين نگوييد: «چندين نسخة خطي در كتابخانة مدرسة فيضية حوزة علمية قم وجود دارد». گفتني است آوردن يك كلمه را با سه مضاف اليه روا دانسته اند. پس گفتن جملة بالا بدين صورت رواست: «چندين نسخة خطي در كتابخانة مدرسة (1) فيضية (2) قم (3) وجود دارد».
  5. توجه داشته باشيد دو يا چند واژه را كه با يكديگر تركيب شده و يا كنار هم قرار گرفته اند، درست بگوييد. به طور مثال، بايد به جاي «يد و بيضا» ، «جَرّ و بحث» ، «مُعُرّفِ حضور شما»  و «قوس و قَزَح» بگوييد: «يد بيضا = دست سفيد» ، «جَرّ بحث = كش دادن بحث» ، «معروف حضور شما = آشنا نزد شما يا معرفي شده به حضور شما» و «قوسِ قَزَح = رنگين كمان».

109) چنانچه در سخنراني خود از كلمات و جملات غيرفارسي ـ مانند عربي و انگليسي ـ استفاده مي كنيد، آنها را براي شنوندگانتان ترجمه و معنا نماييد. به طور مثال، اگر آيه يا حديثي را به زبان عربي و يا جمله اي را از رمان انگليسي «شكسپير» مي خوانيد، آنها را نيز ترجمه كنيد؛ حتي گاه بايد كلمات و جملات فارسي را نيز معنا نماييد. في المثل، آيا اين شعر حافظ: «دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند/گل آدم بسر شستند و به پيمانه زدند» نيازمند معنا كردن و توضيح دادن و حتي تعيين و تحليل نمودن نيست؟

110) مواظب باشيد كه كلمات و جملات غيرفارسي ـ مانند كلمات و جملات عربي و انگليسي و بويژه آيات و روايات ـ را درست ترجمه كنيد. في المثل، برخيها حديث (... فان المرئه ريحانه و ليست بقهرمانه) را كه در (نهج البلاغه) آمده است، چنين ترجمه كرده اند: (زن گُلِ خوشبو است، نه پهلوان پُرزور)، در حالي كه بعضي از مترجمان بر اين عقيده اند كه واژة قهرمان» به معناي «پهلوان» و «نيرومند» نيست، بلكه معناي ديگري دارد.

  1. از به كارگيري كلمات و جملات و لهجه هاي محلي خودداري كنيد، مگر آنكه در همان محل، سخنراني نماييد و يا واقعاً نتوانيد بدون آن لهجة خاص، سخن بگوييد. بطور نمونه در برخي از شهرها، هنگامي كه به كسي مي خواهند بگويند: (مواظب باش سرما نخوري!) ، به او مي گويند: «مواظب نباش نچايي!» در حالي كه ممكن است شماري از مردم، معناي چنين جمله را متوجه نشوند.
  2. براي ظواهر و تزيين سخنان خود نيز فكر كنيد و آن را در زيباترين شكل و قالب بيان نماييد، زيرا گاهي موارد سخـن بـراي دو سخنـور يـكسان اسـت، امـا شكـل و قالبي كه هر يك از اين دو به سخنان خود مي دهند، سخنراني شان را متفاوت تر و زيباتر مي كند. به طور نمونه، چنانچه در سالگرد ارتحال حضرت امام خميني (ره) به مخاطبانتان بگوييد: «حيف شد كه امام از ميان ما رفت و او را خوب درك نكرديم!» ، معمولي سخن گفته ايد، اما در صورتي كه اين شعر (حافظ) را براي آنان بخوانيد: شربتي از لب لعلش نچشيديم و برفت/ روي مه پيكر او سير نديديم و برفت/ گويي از صحبت ما نيك به تنگ آمده بود/بار بربست و به گردش نرسيديم و برفت، به سخن خود شكل و قالب زيبايي داده ايد.
  3. سخنانتان را طوري بكار بريد كه عوام بفهمند و خواص بپسندند. مثلاً اين سخن ممكن است مورد پسند خواص باشد، اما عوام آن را نفهمند: (... خميني هم خم است و هم مِي است و هم ني است) و يا حتي برخي از آنان ندانند كه كلمة (خميني) بشكل جدا ـ جدا و با اندكي دگرگوني، به صورت (خُم + میِ + ني) درآمده و به اين گونه شده است.
  4. براي سخناني كه نيازمند (دليل) هستند، دليل بياوريد. و براي گفته هايي كه نيازمند (مدرك) هستند، مدرك ذكر كنيد، بويژه براي سخناني كه پذيرش آن براي مردم مشكل است. مثلاً براي محتواي اين سخن كه (لولاك لما خلقت الافلاك و لولا علي لما خلفتك ولو لا فاطمه لما خلقتكما، اي محمد! اگر تو نبودي، فلكها را نمي آفريديم. و چنانچه علي نبود، تو را نمي آفريديم. و در صورتي كه فاطمه نبود، تو و علي را نمي آفريدم، بايد هم دليل محكم بياوريد و هم مدرك معتبر.
  5. بكوشيد از خالي بندي و سخنان مبالغه آميز خودداري كنيد، مگر آنكه بتوانيد آنها را اثبات كنيد و توجه داشته باشيد معمولاً سخنوراني كه در دام چنين خصلتي گرفتار آمده اند، از اثبات آن نيز عاجزند. بطور مثال، نگوييد: «ديشب در مسجدي سخنراني مي كردم كه هزاران نفر در آن شركت كرده بودند و جاي سوزن انداختن هم نبود»، در حالي كه خودتان مي دانيد و يا حتي عده اي مي دانند آن مسجد گنجايش بيش از پانصد نفر را ندارد.
  6. در مواردي كه تشيخص مي دهيد مثلاً بايد از اصطلاحات علمي مانند «پلوراليسم» و «سكولاريسم» و يا اصصلاحات عرفاني مانند «مي» و «ميكده» استفاده كنيد و احتمال مي دهيد كه مخاطبانتان مفهوم و معناي آنها را نمي دانند و يا برداشت ديگري از آنها دارند، بكوشيد ـ هر چند به اختصار ـ آنها را تعريف نماييد و توضيح دهيد تا مثلاً سراينده شعر (بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيـم/ فـلك را سقـف بشـكافيـم و طـرحي نو در اندازيم) به شرابخواري و ميگساري متهم نشود.
  7. هر سخني را در جايگاه ويژة خود ـ نه پيش از آن و نه پس آن ـ طرح كنيد تا از تكرار سخن در جايگاههاي مختلف سخنراني خودداري ورزيد كه «خواجه شيراز» درست گفته است و خوش گفته است: «هر سخن وقتي و هر نكته مكاني دارد».
  8. در آغاز راه مي توانيد دربارة موضوع و محتواي سخنراني خود و چگونگي بيان آن، با دوستان اهل نظر و سخنوران و صائب نظران مشورت كنيد. مثلاً به آنان بگوييد: «در شب نيمه شعبان براي تعدادي دانشجوي بسيجي مي خواهم سخنراني كنم. نظر شما دربارة موضوع و محتوا و چگونگي بيان آن چيست؟».
  9. شما مي توانيد از منابع و متون مخلتفي استفاده كنيد، ولي آنچه انتخاب مي نماييد، بايد از نظر طرز بيان، لباس سخنراني به تن داشته باشد. از اينرو، معمولاً بيان محاوره اي و گفتاري بهتر از بيان كتابي و نوشتاري است. به طور مثال، به جاي عبارت «هر سال بهار مي آيد و درخت شكوفه مي زند و در پايان، به بار مي نشيند. آيا ما از درخت نيز كمتر هستيم؟» بهتر است كه در قالب سخنراني و بركرسي سخن بگوييد: «هر ساله بهار مي ياد و درخت شكوفه مي زنه و در پايان، به بار مي نشينه. آيا ما از درخت هم كمتريم؟».
  10. عنوان سخنراني داراي اهميت است. آن را گويا، زيبا و روان انتخاب كنيد. مثلاً از ميان عنوان هاي «غنا از نظر قرآن و سنت» ، «موسيقي از ديدگاه قرآن و سنت» ، «موسيقي از نظر اسلام» و «خوانندگي و نوازندگي از نظر آيات و روايات» شايد عنوان «موسيقي از نظر اسلام» گوياتر، كوتاهتر، زيباتر و روانتر باشد.
  11. براي سخنراني، مطالب خود را تنظيم و دسته بندي كنيد و بر اساس آن، سخن بگوييد تا از اين شاخه به آن شاخه نپريد و از آن شاخه نيز به شاخه ديگر نرويد. و تنظيم و دسته بندي مطالب بايد به صورت تدريجي باشد. يعني از مطالب آسان كه فهم آنها محتاج به مطالب ديگر نيست آغاز شود و كم كم به مطالبي برسد كه فهم آنها منوط به مطالب پيشين است.
  12. دسته بندي مطالب بايد به اندازه اي باشد كه براي آسان گشتن و روشن شدن مطلب لازم و مفيد است، زيرا اگر سخن خود را به بخش هاي فراوان و قسمت هاي غير مفيد تقسيم و دسته بندي كنيد، نتيجة معكوس خواهيد گرفت و شنوندگانتان نمي توانند همة آن قسمت ها و بخش ها را بخوبي فرا گيرند و در ذهن خويش بسپارند. و در دسته بندي و تنظيم هر مطلب بايد قسمت ها از يكديگر متمايز باشند و امور مختلف با هم آميخته نگردند و تقسيم آنچنان باشد كه تمام مطالب را فرا گيرد و آن را ناقص نگذارد.
  13. بكوشيد كه از بيان سخنان كهنه و نخ نما و تكراري و كليشه اي خودداري ورزيده، به جاي آن، از سخنان جذاب و نو كه كمتر شنيده شده اند، استفاده كنيد تا شنوندگان شما خسته و گريزان نشوند. في المثل، اگر در زمينة «اهميت هنر» و براي دانشجويان دانشكدة هنرهاي زيبا سخن مي گوييد، اين گفتارهاي مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه اي ـ مدظله العالي ـ ، را براي آنان بگوييد: «هر ايده، انديشه و انقلابي كه در قالب هنر نگنجد، ماندني نخواهد بود (12/3/1363) يا «دشمني با هنر همانند دشمني با خورشيد است (22/8/1368)».
  14. از داشتن «تكيه كلام» در هنگام سخن گفتن بپرهيزيد. تكرار كلمات و عبارتهايي مانند «در واقع» ، «به اصطلاح» ، «به حساب» ، به قول معروف» ، «عرض كنم به حضور شما» ، «در حقيقت» ، «في المثل» و جز آن موجب آزردگي ذهني شنوندگان مي شود. به طور نمونه، چنين نگوييد: در واقع به شما حضار محترم بايد عرض كنم آن آيه اي كه در قرآن كريم آمده است و در واقع بيان كنندة عدالت اجتماعي به طور عام و فراگير است در واقع همان آيه اي است كه در آغاز عرايضم براي شما تلاوت كردم».
  15. بايد آنچه از ديگران نقل مي كنيد، مأخذ و سندش را بخاطر بسپاريد تا هنگام پرسش، از جواب آن عاجز نمانيد. رعايت اين امر باري مطالبي كه جالب و نو هستند، ضروري تر است. به طور مثال، اگر براي دانشجويان رشتة ادبيات و در زمينة «اهميت شعر» اين فرمودة حضرت امام خميني (ره) را بيان مي نماييد كه «لسان {= زبان} شعر بالاترين لسان است». مأخذ آن را كه «صحيفة نور، ج 17، ص192» است به خاطر بسپاريد تا هنگام مأخذ خواهي بتوانيد پاسخگو باشيد.
  16. همان گونه كه «ساده نگاري» غير از «ساده انگاري» است. «ساده گويي» نيز غير از «ساده انديش» است از اين رو، بكوشيد كه انديشه هاي والا، علمي و پيچيده را با زباني «ساده» براي مردم بيان كنيد تا سخنانتان قابل فهم براي آنان باشد، هر چند هنگام سخنراني براي مخاطبان خاص، مي توانيد با زبان خاص سخن بگوييد. براي مثال، مي توان از بيشتر سخنرانيهاي آيت الله شهيد مطهري نام برد كه انديشه هاي والا و پيچيدة علمي را با زباني «ساده» براي مردم بيان و تبيين كرد.
  17. اگر مي خواهيد بدانيد كه آيا سخنان شما از طرح و انسجام و چارچوب كلي برخوردار است، ببينيد آيا مي توانيد كه رؤس مطالب آن را در نظمي خاص روي كاغذ بياوريد. في المثل، چنانچه براي «حوزويان» و در زمينة «روش فيش برداري» مي خواهيد سخن بگوييد و روي كاغذ خود چنين نگاشته ايد: مشخصات فيش، داستان محدّث قمي، ضرب المثل مربوط، تعريف و اصول فيش برداري، حديث «اُكتُبوا»، سخن شهيد مطهري، شعر مربوط و... بدانيد كه سخنانـتان داراي طـرح و انـسجام نيست، اما در صورتي كه روي كاغذتان چنين آورده اند: يك. تعريف فيش و مشخصات آن، دو. ارزش و اهميت فيش برادري. آ. از نظر اسلام (حديث اكتبوا)، ب . از ديدگاه بزرگان دين و دانش (داستان محدث قمي، سخن شهيد مطهري) ، ج. از ديدگاه فرهنگ و ادب (اشعار و ضرب المثلهاي مربوط)، سه. اصول فيش برداري در اين صورت بدانيد كه سخنراني شما داراي طرح و انسجام است.

شرايط سخنراني

128)    بكوشيد كه از انگيزه ها و خواسته هاي شنوندگان خود اطلاع كافي داشته باشيد تا سخنان شما با اين انگيزه ها و خواسته ها تناسب لازم را داشته باشند. مثلاَ اگر مي دانيد كه مخاطبانتان خواستار مسائل ((اخلاقي)) هستند‏،  براي آنان مسائل «اخلاقي» را مطرح و بازگو كنيد. چنانچه مي دانيد كه مخاطبان شما خواهان مباحث «هنري» هستند، از «هنر»براي آن سخن بگوييد. و سعي كنيد كه با ظرفيت روحي و روحيات شنوندگان خود آشنا شويد و متناسب با آن سخن بگوييد. مثلاَ اگر ظرفيت روحي آنان با «مسائل عرفاني»متناسب نيست، از پرداختن به اين گونه مسائل خودداري ورزيد و يا پس از زمينه سازي هاي لازم و فراوان، به آنها بپردازيد.

129)    يكي از مواردي كه توجه و علاقة شنوندگان را به خود جلب مي كند، خوش تيپي و خوشرويي و خوشخويي سخنران است. از اينرو، با ظاهري آراسته، لباس پاكيزه، بدني معطر، چهره اي گشاده و لباني متبسم به سوي كرسي سخن گام برداريد و با اخلاقي خوش سخن بگوييد.

130)    بايد در سخن گفتن آن چنان ورزيده باشيد كه اگر به شما بگويند در ده دقيقه سخنراني كنيد، بتوانيد، و چنانچه به شما بگويند در صد دقيقه سخنراني نماييد، باز هم بتوانيد.

131)    اگر بيمار هستيد و في المثل سرما خورده ايد، يا سخنراني نكنيد، و يا به شنوندگان خود، در آغاز سخنراني تان مثلاَ چنين بگـويـيد، «از اينـكه سـرما خورده ام و سينه ام گرفته است، از شما حضار گرامي عذر مي خواهم. اميدوارم كه به بزرگواري خودتان مرا عفو بفرماييد»، و سپس سخنراني خود را آغاز نماييد تا بيماريتان سخنان شما را تحت الشعاع خود قرار ندهد.

132)    چنانچه در سبك و شيوة سخنراني از كسي؟ مثلاَ از «مرحوم فلسفي» يا «شهيد مطهري»و يا «مرحوم كافي»، تقليد مي كنيد و در آغاز راه سخنوري هستيد، اين كار مانعي ندارد، ولي بكوشيد كه به مرور زمان، آن را ترك نماييد و خودتان داراي سبك و شيوه اي خاص شويد، زيرا اگر همانند شيوة «مرحوم كافي» و حتي بهتر از ايشان سخنراني كنيد، مخاطبانتان بهترين جمله اي كه در حق شما خواهند گفت اين است: «فلاني نظير «مرحوم كافي»و به سبك او سخنراني مي نمايد.»

133)    در كرسي سخن، بر اساس حب و بغض شخصي، سخنان و افكار ديگران را رد نكنيد. به طور مثال، اگر مي خواهيد سخنان و افكار كسي را كه در جناح فرهنگي يا سياسي مخالف شماست، نقد و رد بكنيد، ببينيد آيا واقعاً چنانچه همين شخص در جناح موافق باشيد، همين كار را نيز مي كرديد يا اينكه از عيب و ضعف او گذشت مي نموديد و روي آن سرپوش مي گذاشتيد.

134)    بايسته است كه ابعاد و جوانب مختلف سخنان خود را در نظر بگيريد و عكس العملهاي گوناگون در مورد موضوع و محتواي سخن خود را بسنجيد و در هر صورت، سخته و سنجيده سخن بگوييد. مثلاَ آمار و اعداد مربوط به يك موضوع را يا سنجيده و دقيق بگوييد و يا از  ذكر آن خودداري كنيد و به جاي عدد، به كلماتي از قبيل «جمعيتي بسيار»، «عده اي زياد»، و «تعدادي فراوان»بسنده نماييد و به جاي اينكه بگوييد: «در مراسم تشييع «دكتر حميدي» هزارها تن شركت كردند»، بگوييد در مراسم تشييع «دكتر حميدي» «جمعيتي بسيار شركت كردند»،

135)    داشتن ترس و لرز، دلهره، ضربان شديد قلب و تكان خوردن دست و پا در آغاز سخنوري امري طبيعي است. از اينرو، يأس را به خود راه ندهيد و سخنوري را آنقدر تجربه و تمرين كنيد تا اين ترس و دلهرة شما كاملاَ از بين برود و يقين بداريد كه از بين خواهد رفت.

136)    شايسته است كه برتري علمي و يا ويژگيهاي ديگر خود را به رخ شنوندگانتان نكشيد و خويشتن را برتر از آنان ندانيد. به طور نمونه، به شنوندگان خود نگوييد: «من كه بيشتر از شما درس خوانده ام؛ من كه بيشتر از شما در دانشگاه بوده ام: من كه مجتهد هستم؛ من كه فوق تخصص دارم به شما مي گويم كه اين كار را بكنيد». و از سوي ديگر نيز در سخنراني هاي خود هرگز شكسته نفسي نكنيد، مگر آنكه ضرورتي در اين كار باشد. مثلاَ به مخاطبان خود نگوييد: «من كه سوادي ندارم؛ من كه كاره اي نيستم؛ من كه پشيزي ارزش ندارم؛ كسي كه براي من تره هم خرد نمي كند». و بايد توجه داشته باشيد كه شكسته نفسي همواره بر تواضع گويندة آن حمل نمي گردد و گاه جلوه هايي از تكبر و رياكاريهاي ظريف و خفيف نيز در آن ديده مي شود.

137)    تفاوت نداشتن جمعيت زياد يا كم شنوندگان براي سخنران از نشان هاي اخلاص اوست و طبق آية 32 سورة «مائده»و احاديث مربوط به آن، اگر كسي يك شخص را هدايت كند، همانند آن است كه جامعه اي را هدايت كرده است.

138)    توجه داشته باشيد كه دانش و اطلاعات شما بايد بيش از مدت سخنراني تان در هر جلسه باشد تا در پايان سخنراني خود كم نياوريد و در دام كش دادن سخنان خويش و تكرار مطالب گرفتار نياييد. مثلاَ اگر به طور معمول براي يك جلسة سخنراني بايد پنجاه صفحه مطالعه شود، شما هشتاد صفحه مطالعه كنيد.

139)    براي سخن گفتن جرأت و اعتماد به نفس و آمادگي كامل داشته باشيد تا  اعتماد و آرامش كامل سخنراني كنيد. از اينرو، هيچ گاه از بالا بردن سطح علمي و اجتماعي شنوندگان و يا جمعيت فراوان آنان نهراسيد.

140)    بايد قدرت تفهيم مطالب را در خود افزايش دهيد و اين امر، بويژه در مواردي كه محتواي سخن شما علمي و پيچيده تر است، ضروري تر است. از راههاي تفهيم مطلب، آشنايي با «مثال» ها و «داستان» هاي متناسب با موضوع سخنراني و كارگيري آنهاست. بطور مثال، اگر مي خواهيد بگوييد گاه ضرورت اقتضا مي كند كه «ولي فقيه» براي حل مشكلات و معضلات اجتماعي ـ تا  هنگام وجود آن ضرورت ـ فراتر از قانون عمل نمايد كه البته عين عمل به قانون است، آن را به پليسي مثال بزنيد كه گاه ضرورت مي بيند و ناچار مي شود براي حل مشكلات ترافيك، با اينكه چراغ راهنمايي يك سوي خيابان قرمز است، به خودروهاي آن سو اجازة عبور دهد.

141)    دقت كنيد كه از موضوع سخنراني خود خارج نشويد و به مسائل متفرقه نپردازيد و جداً از تز «اكلام يجز الكلام»پرهيز نماييد. يكي از موارد خارج شدن از موضوع، هنگامي است كه شما خاطره يا داستان و يا واقعه اي مربوط به آن موضوع را براي شنوندگان خود نقل مي كنيد، ولي از آنجا به ياد مطلب ديگري مي افتيد و در نتيجه به مطالب خارج از موضوع سخنراني تان مي پردازيد به گونه اي كه گاه فراموش مي نماييد دربارة چه موضوعي سخن مي گفتيم و از مخاطبان خود مي پرسيد: «دربارة چه موضوعي سخن مي گفته ايد»يا «چه مطلبي را مي گفتيم» و يا «كجا بوديم»!

142)    در سخنراني به شخصيت شنوندگانتان احترام بگذاريد و با سخنان و برخوردهاي خود، آنان را كوچك نشمريد و تحقير نكنيد، زيرا شنوندگان از اركان اصلي و اساسي در سخنوري هستند. مثلاَ به آنان نگوييد: «آنچه را من براي شما مي گويم، مدتها طول خواهد كشيد تا شما آنها را درك كنيد و بفهميد.»و يا به آنان نگوييد: «من اينجا آمده ام تا شما را آدم كنم»و يا «من در اين جلسه شركت كرده ام تا به شما بفهمانم كه …»

143)    بكوشيد كه از مسائل انسان شناسي، جامعه شناسي و روانشناسي و از جو فرهنگي، اخلاقي، سياسي اجتماعي و اقتصادي جامعه آگاه باشيد تا بتوانيد متناسب با نيازهاي جامعه سخن بگوييد. و توجه داشته باشيد كه براي خود» سخنراني نمي كنيد، بلكه براي «مردم» و در فضاي آنان سخن مي گوييد. به طور مثال، اگر مي دانيد كه مخاطبان شما از نظر فرهنگي و اخلاقي و در سطح مطلوبي نيستند، آنان را به مطالعه و كارهاي فرهنگي و كسب فضائل اخلاقي دعوت نماييد.

144)    جـز در مـوارد لـزوم، در سخنـراني خـود «وقفـه» نداشته باشيد؛ زيرا وقفة شما در شنوندگـان نيز تأثير مي گذارد و آنان را در فراگيري مطالب و سپردن آن به ذهن خويش دچار وقفه مي كند. پس، بر سخنراني خود كاملاً مسلط باشيد.

145)    برخلاف حقيقت و عقيدة خود سخنراني نكنيد و از موضوعات و مطالبي كه خودتان نيز به درستي آنها اعتقاد نـداريد و يـا بـراي خودتان نيـز مـورد تـرديد اسـت، سخنـي نگوييد. براي مثال، اگر مي دانيد كه حضرت ليلا(ع) مادر حضرت علي اكبر(ع)، در كربلا حضور نداشته اند و يا در مورد آن ترديد داريد، مرثية او را در سخنراني خود نخوانيد، و يا چنانچه شك داريد كه فلان شخص داراي درجة دكتري است، از او با پيشوند «دكتر» نام نبريد.

146)    سخنران بايد از ارزش علمي خود آگاه باشد و حد و حريم خويش را بشناسد و موضوعي را براي سخنراني اش انتخاب كند كه شايسته بيان و تبيين آن باشد. مثلاَ اگر سخنران اهل عرفان نيست، از موضوعي عرفاني سخن نگويد. چنانچه اهل سياست نيست، به تحليل مسائل سياسي نپردازد. در صورتي كه حافظ كل قرآن نيست و با كتابهاي تفسير قرآن آشنايي ندارد، نگويد: «چنين موضوعي در قرآن يافته نمي شود.»

147)    يكي از ويژگيهاي سخنوري آن است كه «قيافه شناس» باشد تا بر اساس آن، از روشها و راه حلهاي مناسب استفاده كند. به طور مثال ، اگر مي بينيد كه چهرة برخي از شنوندگانتان، افسرده و پريشان است، با گفتن لطيفه يا شعر و يا داستاني، آنان را به وجد آوريد و با نشاط سازيد.

148)    سخنور نه تنها بايد «عالم» باشد، بلكه بايد «عاقل» نيز باشد. بدين روي، بايد سخته و سخن بگويد و بداند كه «چه بگويد»، «چگونه بگويد»، «كي بگويد» ،«كجا بگويد»، «براي چه بگويد»، «براي كه بگويد» و «چقدر بگويد». في المثل، سخن گفتن از «نيهيليسم» و «تفي گرايي» و «پوچ گرايي» ـ هر چند در آن عالم نيز باشد براي روستاييان و كشاورزاني كه با اين گونه موضوعات درگير نيستند، برخلاف خردورزي و خردپويي در امر سخنوري است.

149)    صورتي كه هنگام سخنراني يا پس و پيش از آن، پرسشي از شما كردند كه پاسخ آن را نمي دانستيد، با شهامت بگوييد: «نمي دانم» و جداَ از ماستمالي كردن پاسخ خودداري بورزيد: زيرا «پاسخ ندادن صواب، از پاسخ دادن نـاصواب» بـهتر اسـت و نـه تنـها از قـدر شخـصيت شما نمي كاهد، بلكه بر قدر شخصيت شما نيز مي افزايد.

150)    اگر مي خواهيد در سخنراني خود، از كسي تمجيد و تعريف كنيد، بايد اين كار را به اندازه و بجا انجام دهيد، مثلاَ مي توانيد بگوييد: «علامة طباطبائي افتخار حوزه هاي علمي و پروفسور حسابي افتخار دانشگاههاي ايران هستند»؛ اما براي روحاني اي كه تازه به درجة اجتهاد رسيده يا دانشجويي كه تازه درجة دكتري گرفته است، چنين تمجيدهايي شايسته و بايسته نيست.

151)    اگر «با پول» سخنراني مي كنيد، «براي پول» سخنراني نكنيد؛ هر چند تشخيص اين دو و رعايت آن ممكن است كه دشوار باشد:

زيان مي كند مرد تفسير دان

كه علم و ادب مي فروشد به نان

كجا عقل يا شرع فتوا دهد

كه اهل خرد، دين به دنيا دهد

152)    بسيار دقت كنيد كه از آنچه مي خواهيد بگوييد ـ بويژه معارف و مسائل ديني بددفاع نكنيد؛ زيرا بد دفاع كردن از چيزي،‌كمتر از تخطئه كردن و كوبيدن و انكار آن چيز نيست، يكي از اين موارد، استناد كردن مطالب خود به خواب و رؤياهاي نقل شده از هر كس و ناكسي است. مثلاَ نگوييد: يك شب فلاني در خواب ديد كه پس از درگذشت حضرت آيت الله العظمي … و پايان مرجعيت وي، «امام زمان(ع)» ظهور خواهند فرمود؛ در حالي كه مي دانيد و مي دانيم طبق احاديث اسلامي هر كس براي ظهور آن حضرت وقت خاصي را تعيين نمايد، دروغگوست.

153)    در صورتي كـه پيـش از سخنـراني، گـرفتاريهاي شخصي و يا برخوردهاي خانوادگي و اجتماعي داشته ايد، نبايد در هنگام سخنراني، آثار آن در چهرة شما نمايان باشد. مثلاَ اگر پيش از سخنراني با زن و فرزند خود برخوردي داشته ايد، نبايد در هنگام سخنراني، آثار ناراحتي و عصبانيت در چهره تان ديده شود.

154)    يكي از ويژگيهاي سخنور، برخورداري از روحية «تحقيق» است. نداشتن اين روحيه، در شماري از سخنوران، باعث شده است تا برخي بر اين پندار باشند كه سخنوران، انسانهايي كم سواد و كم مايه و سطحي نگرند. از اينرو، شما نبايد هر سخني را كه از جايي شنيديد و يا در جايي ديديد، فوراً آن را بپذيريد و براي مردم نقل كنيد. مثلاَ شما احتمالاَ اين جمله منسوب به «حضرت امام خميني قدس سره» را در اطلاعيه ها و روي ديـوارها خيـابانها ديـده و گاه از صدا و سيما شنيديده ايد: «انقلاب ما انفجار نور بـود.» روحيـة تحقيق ايجاب مي نمايد كه شما اين سخن را براي مردم نقل نكنيد، بلكه به كتابهايي مانند «صحيفة امام» كه در بردارندة سخنان حضرت امام قدس سره است،‌مراجعه نماييد و در صورت مشاهده، بر كرسي خطابه از آن استفاده كنيد. در اين صورت، خواهيد ديد مضمون اين جمله از «ياسر عرفات» است كه در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي، به ايران آمده و به محضر «حضـرت امـام» رسيـده و بـه ايشان عرض كرده است: «آنها «دشمنان انقلاب اسلامي ايران» مي گويند زلزله اي رخ داده، ما مي گوييم كه انفجار نور روي داده».[1]

شرايط سخنراني

155)    بكوشيد كه از آداب، رسوم، عرفيات، عادات و سنن شنوندگان خود با اطلاع شويد و در سخنرانيهايتان به آنها توجه كنيد. مثلاَ چنانچه مي خواهيد بگوييد: «دختر در برابر پسري كه نامزد اوست، بايد حجاب شرعي خود را رعايت كند»، بايد بدانيد كه در برخي از مناطق كشور، دوران پس از عقد،ديگر واجب نيست. و در برخي از مناطق، دوران پيش از عقد شرعي را» دوران نامزدي مي دانند و البته در چنين دوراني رعايت حجاب شرعي واجب است.

156)    چنانچه مطالبي ـ هر چند آموزنده و مهم باشند ـ با موضوع و محتواي سخنراني تان ارتباطي ندارند، نبايد آنها را به كار بريد. به طور نمونه، اگر موضوع سخـنراني تان «ناجي موعود در شعر حافظ» است و اين شعر را مي خوانيد: «مژده اي دل كه مسيحا نفسي مي آيد/كه زانفاس خوشش بوي كسي مي آيد»، ديگر نبايد آيه يا حديث و يا داستاني مربوط به حضرت عيسي مسيح (ع) را كه ارتباطي هم با موضوع سخنراني تان ندارد، ذكر نماييد.

157)    همـراه خـود «سـاعت» داشتـه بـاشيد و هنگامي كه احساس مي نماييد به پايان سخنراني تان نزديك شده ايد، يكي ـ دو بار نه بيشتر، به آن نگاه كنيد توا سخنراني خود را در زمان تعيين شده خاتمه دهيد؛ اگرچه سخنوران زبردست بدون نگاه كردن به سـاعت نيـز مـي دانـند كـه چـه هنگام به پايان سخنراني شان نزديك شده اند.

158)    اگر درجايي به مدت چند روز سخنراني مي كنيد، خوب است پس از گذشت سه ـ چهار روز از برگزاري سخنراني تان و يا حتي در همان روز آغاز آن، از مخاطبان خود بخواهيد كه چنانچه انتقاد و پيشنهادي نسبت به خود شما يا سخنانتان و يا روش سخنراني تان دارند، آن را به شما گوشزد نمايند. مثلاَ ممكن است زير بغل پيراهن يا كت و يا قباي شما پاره شده و توجه شنوندگان را به خود جلب كرده باشد و شما نيز از آن اطلاع نداشته باشيد و اين نقيصه تا پايان آن مدت در شما باقي مي ماند و اين براي شما چقدر زشت خواهد بود، ولي با گوشزد كردن اين نقيصه به شما در همان جلسات آغازين، خودتان چقدر خوشحال خواهيد شد.

159)    تعداد پذيرش سخنراني در هر روز يا هفته و يا ماه بايد متناسب با شرايط شما، مانند شرايط جسماني، مطالعاتي و اجتماعي تان باشد، اگر شرايط جسماني تان به شما اجازه نمي دهد كه در هر روز سه سخنراني انجام بدهيد، نبايد به آن تن دهيد تا به سردرد و ناراحتي اعصاب و بيماري قلب و حنجره و گرفتگي صدا و مانند آن دچار نشويد. يا چنانچه شرايط مطالعاتي و مسئوليتهاي اجرايي و گرفتاريهاي اجتماعي تان براي انجام دادن پنج سخنراني در هفته پاسخگو نيست، نبايد آن را بپذيريد تا به سخنرانيهاي بي محتوا و سردادن شعارهاي فراوان و تكرار كردن مطالب كهنه و نخ نما و سرهم بافي آنها گرفتار نياييد. و تا آنجا كه امكان دارد از سخنراني اجباري و تحميلي خودداري كنيد. به طور مثال، چنانچه بيمار يا عازم مسافرت هستيد و يا آرامش روحي و فرصت مطالعه نداريد، و به طوركلي نمي توانيد سخنراني خوب و جذابي را ارائه دهيد، از پذيرش سخنراني پرهيز نماييد.

160)    در صورتي كه قرار است اطلاعيه اي در مورد سخنراني شما چاپ شود، از دست اندركاران آن بخواهيد كه موضوع سخنراني تان را نيز در اطلاعيه ذكر كنند. و سعي نماييد كه آن را پيش از چاپ ببينيد؛ زيرا گاهي نكاتي در اطلاعيه فراموش مي گردد و يا به صورت اضافه يا اشتباه آورده مي شود. مثلاَ فاميل شما آقاي «حسيني» است، ولي در اطلاعيه به صورت آقاي «حسني» حروفچيني مي گردد. يا سخنراني تان در تاريخ 12 مهر است، اما در تاريخ 13 مهر ذكر مي شود.

161)    در سخنراني فقط به «توصيف» وقايع و حوادث نپردازيد، بلكه به «تحليل» آنها نيز بپردازيد. به طور مثال، چنانچه بگوييد: «امام حسن (ع) در سال… و بناچار با معاويه صلح كرد»، فقط اين واقعه را توصيف كرده ايد؛ اما اگر علتهاي صلح حضرت را براي شنوندگان خود تبيين و تفسير نيز كنيد، اين واقعه را تحليل نيز نموده ايد، و آيا غالباَ «تحليل، بهتر و جذب تر از» توصيف نيست؟

162)    يكي از شرايط اساسي در سخنوري اثبات مدعا  حل اشكالات و رد اعتراضات و دفع شبهات و پاسخ به سئوالات در زمينة آن موضوع و مدعاست؛ زيرا دنياي امروز ـ بويژه دنياي جوانان ـ دنياي «اشكال» و «اعتراض» و «شبهه» و «سئوال» است. از اينرو، پيش از سخنراني دربارة هر موضوعي بكوشيد كه اشكالات و شبهات و سوالات در زمينة آن موضوع را نيز بيابيد و در سخنراني تان به آنها پاسخ دهيد؛ آن گاه خواهيد ديد كه سخنراني تان چقدر جذاب و مستدل و قابل قبول مي شود. مثلاَ چنانچه در زمينة «علم امام معصوم(ع)»سخن مي گوييد، خودتان يك سئوال را مطرح كنيد مثلاَ آيا امام (ع) «علم غيب» نيز دارند و آيا امام حسين(ع) مي دانستند كه در كربلا شهيد مي شوند و سپس پاسخ آن را بدهيد.

163)    جدا از مطرح كردن شبهات در سخنراني پرهيز كنيد، مگر آنكه پاسخ آنها را بخوبي بدهيد و جاي هيچ گونه شبهه اي را باقي نگذاريد؛ زيرا هنر در «طرح شبهه» نيست؛ بلكه هنر در «رفع شبهه» است. مثلاَ اين شبهه را مطرح نكنيد كه چگونه ممكن است حضرت فاطمة زهرا(ع) پس از مرگشان ،دستان خود را از كفن بيرون بياورند و امام حسن و امام حسين (ع) را در آغوش بگيرند وپاسخ آن را هم ندهيد؛ هر چند برخي از محققان بر اين عقيده اند كه اصلاَ سند اين سخن مجعول و دلالت آن نيز مخدوش است.

164)    چنانچه مي خواهيد مطلبي را براي مخاطبان خود «توضيح» دهيد، بكوشيد كه نخست، آن را براي خودتان «واضح» كنيد تا دچار وقفه و تپق زدن  در هنگام سخنراني نشويد. مثلاَ ببينيد كه آيا قلباَ و واقعاَ خودتان اين توضيحات را كافي مي دانيد و قبول داريد، يا اينكه خودتان نيز نسبت به آنها شك و ابهام داريد.

165)    اگر مي خواهيد در دو جا سخنراني كنيد، براي هر كدام از آنها مطالب تازه اي داشته باشيد؛ زيرا ممكن است برخي از شنوندگان در هر دو جا شركت نمايند و سخنان شما براي آنان تكراري شود. براي گريز از چنين تكراري، يكي از بهترين راهها اين است كه دو موضوع جداگانه را براي دو سخنراني خود برگزينيد. مثلاَ براي سخنراني ظهر يك موضوع «اجتماعي» و براي سخنراني شب يك موضوع «اخلاقي» را بيان كنيد.

166)    هنگام سخنراني از كسي انتقاد شخصي نكنيد، بلكه به انتقاد اصولي و كلي بپردازيد، مگردر مواردي كه ضرورت ايجاب نمايد. مثلاَ اگر شهردار شهري ساده زيستي را كنار گذاشته و تجمل گرا شده است، در مراحل اولـيه چنـين بگـوييد: «از مسـئولان شهـر مـي خواهيم ساده زيستي را سرلوحة زندگي خود قرار دهند و از تجمل گرايي و زندگي تشريفاتي دوري كنند». و در كرسي سخن بدون دليل و مدرك از افكار و يا سخنان كسي خرده نگيريد و بكوشيد كه نام آن شخص را جز در موارد خيلي ضروري، بر زبان نياوريد و فقط به نقد افكار و سخنان او بپردازيد. به طور نمونه،اگر كسي براي توجيه بي نظمي و ولنگاري خود مي گويد: «نظم ما در بي نظمي ماست»، شما چنين بگوييد: «برخيها مي گويند: نظم ما در بي نظمي ماست، و حال آنكه حضرت اميرالمؤمنان علي (ع) در نهج البلاغه مي فرمايند: «اوصيكما وجميع ولدي و اهلي و من بلغة كتابي بتقوي الله ونظم امركم»؛ شما (امام حسن و امام حسين(ع) و همة فرزندان و خاندانم و هر كس كه نوشتة من به دست او مي رسد را به تقواي الهي و نظم در كارتان سفارش مي كنم.»

167)    مي توانيد براي تفهيم مطالبتان، از روش مقايسه و سنجش مطالب با يكديگر استفاده نماييد. به طور مثال، چنانچه مي خواهيد اين واقعيت تلـخ را بيان كنيد كه جوانان نسبت به امر «ازدواج» كم اشتياق شده اند، مي توانيد از مقايسه و سنجش كم شدن آمار ازدواج در هر سال نسبت به سالهاي گذشته استفاده نماييد.

168)    گاهي پس از بيان نكات مهم و اساسي، اندكي سكوت و درنگ نماييد تا اين نكات،در ذهن شنوندگانتان بهتر باقي بمانند. مثلاَ اگر موضوع سخنراني شما دربارة «دروغ» است، پس از ذكر اين نكتة مهم كه «موارد دروغ مصلحت آميز را شرع مقدس تعيين مي كند نه ما». اندكي سكوت و درنگ نماييد و سپس به ادامة سخنراني خود بپردازيد.

169)    جز در موارد ضروري بيش از 40 دقيقه سخنراني نكنيد؛ زيرا طبق حديثي شنوندگان شما زودتر از خود شما خسته مي شوند، البته از مختصر كردن بيش از حد سخنراني نيز بايد دوري بجوييد؛ زيرا ممكن است به اهداف و مقاصد در نظر گرفته براي سخنراني خود دست نيابيد. و اگر خستگي را در چهرة شنوندگان ديديد، يا مطلب را از يكنواختي بيرون آوريد و متنوع كنيد و يا به سخنان خود پايان دهيد. از نشانه هاي وجود خستگي در مخاطبان، بيرون رفتن آنان در محل سخنراني و يا سخن گفتن با يكديگر است.

170)    كلمات و جملات مهم را محكمتر ادا كنيد و با تأكيد بيشتري بيان نماييد. به طور مثال، چنانچه سخنراني شما دربارة «حجاب» است، جملة مهم و زيباي زير را با تأكيد بيان كنيد: «من به بانوان محترم عرض مي كنم كه زن در حجاب چون مرواريد در صدف است.»

171)    به گونه اي سخنراني كنيد تا انتظارات بحق «اكثر» شنوندگانتان برآورده شود، هر چند ممكن است كه انتظار «برخي» از آنان برآورده نگردد. البته مي توانيد به گونه اي نيز سخنراني كنيد كه حتي «همگي» مخاطبان شما از سخنراني تان خرسند و بهره مند شوند.

172)    هواي محل سخنراني بايد معتدل، پاك و سالم باشد. در غير اين صورت ، بايد اين امر را به مسئولان آنجا تذكر دهيد تا موجب سردرد و ناراحتي و خستگي شوندگان نشود. مثلاَ در فصل بهار به آنان بگوييد كه در و پنجره هاي سالن سخنراني را باز نگه دارند. واگر نور محل سخنراني متوجه چهرة شما باشد بهتر است؛ زيرا نمايان بودن چهرة سخنور تاثيري مثبت در  ذهن شنوندگانش خواهد گذاشت، اما نبايد به گونه اي نيز باشد كه شما را آزرده نمايد.

173)    تلاش كنيد كه سخنان خود را در قالبهاي محسوس و ملموس و بصري نيزارائه دهيد. براي اين منظور، استفاده از فيلم، اسلايد، اپك، اورهد و مانند آن بسيار كارساز است.

174)    ميزان صداي شما بايد متناسب با تعداد جمعيت شنوندگانتان باشد. اگر تعداد آنان كم است، صدايتان را آهسته تر، واگر تعداد آنان زياد است، صدايتان را بلندتر كنيد. در هر صورت، بايد از زيرلب سخن گفتن و براي خود سخن گفتن بپرهيزيد و ميزان صدايتان را با افرادي كه در انتهاي محل سخنراني حضور دارند، تنظيم نماييد.

175)    در سخنرانيهاي سنتي سخن گفتن از روي كاغذ چندان شايسته نيست، ولي منافاتي با شخصيت علمي سخنوري نيز ندارد و او را كم مايه و كم سواد جلوه نمي دهد؛ البته در سخنرانيهاي علمي و آكادميك، سخن گفتن از روي كاغذ گاه يك ضرورت است.

176)    مي توانيد رئوس مطالب خود را روي كاغذ كوچكي بنويسيد و هنگام سخنراني از آن استفاده كنيد و چنانچه در آ‎غاز راه سخنوري هستيد، اينكار شايسته تر است. مثلاَ مي توانيد رئوس مطالب در زمينة «محيطهاي تربيت» را اين گونه بنويسيد:

يك. تعريف محيط؛

دو. ارزش و اهميت محيط؛

سه. اقسام محيط؛

  1. محيط دروني؛

ب. محيط بيروني؛

  1. عوامل محيطي پيش از تولد؛
  2. عوامل محيطي پس از تولد؛
  1. محيط طبيعي و جغرافيايي؛
  1. محيط خانوادگي؛
  2. محيط اجتماعي؛

د. محيط علمي؛

ه. محيط سياسي؛

و. محيط اقتصادي؛

177)    اگر براي سخنراني شما مدت خاصي در نظر گرفته شده است، در همان مدت تعيين شده سخنراني كنيد؛ يعني سخنراني را بموقع آ‎غاز كنيد و بموقع پايان ببريد. و چنانچه خودتان گفتيد: «عرض من تمام شد»، سخنان خود را ديگر ادامه ندهيد؛ زيرا از اين پس، خستگي شنوندگان دو چندان مي شود.

178)    مواظب باشيد كه در مجالس ختم و سوگواري نخنديد و از بيان لطيفه و مطالب خنده دار خودداري كنيد، و مواظب باشيد كه دروغي را به عنوان زبان حال نقل نكنيد. معمولاَ اين گونه دروغها در هنگام خواندن مرثيه گفته مي شود و از كساني نقل مي گردد كه هدفشان از مرثيه خواني فقط و فقط اشك گرفتن از مردم و گريه انداختن آنان به هر وسيلة مشروع ونامشروعي است.

179)    توجه شنوندگان را به سخنراني خود جلب كنيد. يكي از راههاي سادة جلب توجه اين است كه به همة شنوندگان نگاه كنيد و فقط قسمت يا عمدة خاصي را مورد توجه خود قرار ندهيد.

180)    هيچ گاه جمعيت كم شنوندگان موجب يأس و دلسردي شما در سخنراني نشود؛ بلكه در پي علت آن باشيد و در رفع آن بكوشيد. به طور مثال، گاه ممكن است اطلاعية مربوط به سخنراني شما به طور كامل پخش نشده و خبر آن به گوش مردم نرسيده باشد.

181)    در صورت امكان، روي ميز خطابه و يا كنار شما چيزهايي نباشد كه تمركز حواس شنوندگانتان را از بين ببرد، يا كس ديگري غير از شما در معرض ديد شنوندگان قرار نگيرد كه توجه آنان را به خود جلب كند. و گاهي خود شما ممكن است كه موجب حواس پرتي شنوندگانتان شويد. مثلاَ دستان خود را پياپي و بيجا تكان دهيد، يا مرتب آب بنوشيد، يا عمامه و عينك خويش را پياپي جابه جا كنيد، يا مرتب به ساعت خود نگاه نماييد و يا دائماَ با تسبيح خويش بازي كنيد.

182)    هنگام سخنراني، آثار خستگي و پريشاني را از چهرة خود بزداييد و به جاي آن آثار خرسندي، سلامت، علاقه ايمان را در چهرة خود هويدا سازيد تا كلامتان نافذتر باشد. و سعي كنيد از لحاظ نگاه، خنده، گريه، نشستن، ايستادن، لحن و آهنگ، و وضع ظاهر، … زنندگي و يا نارسايي نداشته باشيد. مثلاَ برخي از سخنوران، سخني يا مطلبي را مي گويند و خودشان به آن يا با آن يا پيش از آن و يا پس از آن مي خندند و حال آنكه براي مخاطبان آنان هرگز خنده دار و يا خنده آور نيست وهمين باعث مي شود كه اين مخاطبان به خود آن سخنور بخندند.

183)    سعي كنيد كه تن صداي شما يكنواخت نباشد، بلكه به تناسب كلمات، جملات، موضوع و محتواي سخن خود، آن را تغيير و زير و بم دهيد توا تنوع صداي شما و آهنگ متنوع سخنراني تان به گوش شنوندگان خوشايندتر آيد و راه مؤثري براي نفوذ در دلهايشان باشد. و به طور كلي بايد از نظر تندگويي و كندگويي در سخنراني، رعايت اعتدال و شمرده گويي را بـكنيد. مـگر در مـواردي كه ضرورت ايجاب نمايد پس بايد نه ثانيه ها، مكث كنيد و نه به سبب شتاب ، كلمات و جملات را كامل تلفظ نماييد و فوري به كلمات و جملات بعدي بپردازيد.

184)    در سخنراني از پرگويي و درازگويي خودداري كنيم كه از آفات مهم و بسيار زشت سخنرانيهاي ماست و فكر مي كني

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA ی تصویری

«بس نكته» با تو گويم شايد نديده باشي     تا دسته دسته نرگس زين باغ چيده باشي.

آنچه پيش رو داريد نكته هايي است درباره سخنوري و مجموعه اي است نسبتاً نو، متنوع و خواندني كه به زيور قلم آراسته ايم و با عنوانهاي زيرين به نگارش درآورده ايم:

تعريف سخنراني؛                  نكات هنگام سخنراني؛

اهداف سخنراني؛                  مواد سخنراني؛

عوامل مؤثر در سخنراني؛              نكات پايان سخنراني؛

اصول سخنراني؛                       نكات پس از سخنراني؛

نكات پيش از سخنراني؛                    شرايط سخن؛

نكات آغاز سخنراني؛                  شرايط سخنران؛

آفات سخنراني؛                       آداب سخنراني؛

پيش از مطالعة نكته هاي مربوط به سخنوري، نكته هاي زير را نيز مطالعه نماييد:

كوشيده ايم كه نكته ها را به صورت كوتاه بازگو نماييم و درازگستر نسازيم.

استفاده از آيات، روايات، سخنان بزرگان دين و دانش، اشعار، خاطره ها، تجربه ها و مانند آن را، بيشتر براي فرصتي ديگر و بهتر گذاشته ايم.

تلاش كرده ايم تا آنجا كه امكان يا توان داشته ايم هر نكته اي را با مثال و نمونه همراه كنيم تا افزون بر نگارش علمي، قلمي كاربردي را نيز به كار برده باشيم.

قلم را به گونه اي چرخانده ايم تا نگاشته هاي آن خواندني و از دسته بندي و نظمي منطقي و البته نسبي برخوردار باشند.

در اين نگاشته از نگاشته هاي ديگران نيز بي بهره نبوده ايم كه سپاس و قدرداني خويش را به محضر همة آنان تقديم مي داريم.

حسن ختام اين نكته ها را اين نكته از حضرت امام خميني (قدس سرّه) قرار مي دهيم: «ممكن است دستهاي ناپاكي با سم پاشيها و تبليغات سوء، برنامه هاي اخلاقي و اصلاحي را بي اهميت وانمود كرده، منبر رفتن براي پند و موعظه را با مقام علمي مغاير جلوه دهند... امروز در بعضي از حوزه ها شايد منبر رفتن و موعظه كردن را بي اهميّت بدانند، غافل از اينكه حضرت امير(ع) منبري بودند و در منابر، مردم را نصيحت فرموده، آگاه، هوشيار و راهنمايي مي كردند. ساير ائمه(ع) نيز چنين بودند.[1]»

تعريف سخنراني

  1. سخنراني فن و هنري است كه از راه ارائة دليل و برانگيختن عواطف، بر مخاطبان و شنوندگان خود تأثير مي گذارد و آنان را به سوي موضوع و هدفي خاص راهنمايي و براي آن زمينه سازي مي كند.
  2.  همان گونه كه در تعريف بالا ديديد، سخنراني، راهنمايي مخاطب به سوي «هدفي خاص» است كه بايد براي آن «زمينه سازي» كرد. بنابراين، شما در هر سخنراني بايد هدفي خاص را دنبال كنيد و وظيفة خود را «راه نشان دادن» بدانيد.
  3. با توجه به تعريف سخنراني بايد توجه داشته باشيد كه سخنراني هم «فن» است و هم «هنر» پس به «دانش» و «ذوق» نياز داريد. از اين رو، دانش و ذوق دو ابزار مهم در سخنوري هستند كه شما بايد خود را به اين دو ابزار مهم تجهيز كنيد و روز به روز، بر «دانش سخنوري» و «ذوق سخنوري» خويش بيفزاييد.
  4. با توجه به تعريفي كه براي سخنراني شد، شما در سخنراني خود بايد دو كار مهم را انجام دهيد: يكي ارائة دليل و ديگري برانگيختن عواطف، در وهلة اول بايد بر «عقل» مخاطب خود و در وهلة دوم بر «احساسات» او تأثير بگذاريد. و بايد دانست هر سخنراني اي كه اين«تأثيرگذاري» را نداشته باشد، سخنراني نيست و گويندة آن نيز سخنران نيست.

اهداف سخنراني

  1. سخنراني بدون هدف، خانه ساختن بدون نقشه است. نبايد به گونه اي سخنراني كنيد كه شنوندگان شما پس از پايان سخنراني تان بگويند: «سخنانش زيبا و جالب بود، اما نفهميديم هدفش از بيان اين مطالب چه بود.» يكي از علتهاي اين موضوع، داشتن معلومات بدون نظم است كه هر چه زودتر بايد مطالب را منسجم و منظم كرد.
  2. اهداف اصلي و نهايي در سخنوري دو چيز است:

الف: اقناع يا قانع كردن مخاطب كه آن را با آوردن دليل و برهان انجام مي دهيد.

ب: ترغيب يا برانگيختن مخاطب كه آن را با تحريك عواطف و احساسات به فرجام مي رسانيد. به طور مثال، گاه موضوع و محتواي سخنراني شما در زمينة مسائل عقيدتي است. در اين صورت، بايد با دليل و استدلال، مخاطب خود را قانع كنيد. و گاه موضوع و محتواي سخنراني شما در زمينة كمكهاي مالي براي امور خيريه است. در اين صورت بايد تحريك عواطف، مخاطب خود را برانگيزانيد.

  1. براي قانع كردن شنوندگان مي توانيد از دليلهاي نقلي مانند «آيات و روايات» و از دليلهاي عقلي مانند «اجتماع نقيضين محال است» و از دليلهاي علمي مانند «هر عملي عكس العملي دارد» استفاده كنيد. البته، هر نوع دليلي بايد متناسب با موضوع و مخاطب خود باشد. به طور مثال، چنانچه مخاطب شما به اسلام عقيده اي ندارد، نمي توانيد از دليلهاي نقلي استفاده نماييد، بلكه بايد به دليلهاي عقلي و علمي روي آوريد.
  2. هنگام دليل آوردن و استدلال كردن حتماً سطح فكري و علمي شنوندگان خود را در نظربگيريد. اگر مخاطبان شما كودكان و نوجوانان هستند، از دليلهاي آسانتري استفاده نماييد. چنانچه مخاطبانتان دانشگاهيان هستند، دليلهاي علمي تري را به كار گيريد؛ ولي هيچ گاه از دليلهاي سست و غيرمنطقي ـ اگرچه قانع كننده نيز باشند استفاده نكنيد؛ زيرا با رشد فكري و علمي مخاطبان و به مرور زمان دست شما رو خواهد شد.
  3. هيچ گاه از شعر و قصه و مانند آن، به عنوان «دليل» استفاده نكنيد؛ زيرا از نظر منطقي و فلسفي، چنين استفاده اي صحيح نيست؛ بلكه از آنها به عنوان «شاهد» بر دليل «مؤيد»آن استفاده نماييد. مثلاً براي «مدارا كردن با دشمن» نمي توانيد به اين شعر «حافظ» استناد كنيد: «آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است/با دوستان مروّت با دشمنان مدارا»؛ زيرا ممكن است طرف مقابل شما براي «مدارا نكردن با دشمن»، به اين شعر«سعدي» استناد نمايد: «امروز بكُش، چو مي توان كُشت/كاتش چو بلند شد، جهان سوخت/مگذار كه زه كند كمان را/دشمن كه به تير مي توان دوخت»؛ در حالي كه برخورد با دشمن مراحل گوناگوني دارد كه گاه مداران كردن و تساهُل ورزيدن است و گاه مدارا نكردن و خشونت ورزيدن است.
  4.  درجة برانگيختن احساسات و عواطف مخاطبان، بايد با درجة اهميت موضوع متناسب باشد. به طور مثال، بايد براي كمكهاي مالي ده هزار توماني، ده درجه شورانگيزي و براي كمكهاي مالي صدهزار توماني، صد درجه شورانگيزي كنيد. يا مثلاً ترغيب براي رفتن به خط مقدم جبهه و شركت در عمليات، امكان دارد شورانگيزي بيشتري بخواهد، و تشويق براي كمك به پشت جبهه، ممكن است شورانگيزي كمتري نياز داشته باشد.
  5.  در برانگيختن احساسات و عواطف مخاطبان، «زمان شناسي» و «قدرشناسي» لازم است كه در چه زماني بايد شورانگيزي كنيد و به چه مقداري بايد حرارت به كار بريد. به طور نمونه، غالباً نبايد در مقدمة سخن و بدون مقدمه، به برانگيختن و شورانگيزي بپردازيد و از همان آغاز، صداي خود را بلند كنيد و حنجرة خود را آزرده سازيد و در پايان نيز، با گرفتگي صدا به سخنان خود پايان دهيد.
  6.  در برانگيختن احساسات و عواطف، اقتضاي حال شنونده را نيز بايد در نظر بگيريد؛ براي عوام نوعي شورانگيزي بايد بكنيد و براي خواص نوعي ديگر، براي زنان و جوانان نوعي برانگيزي بايد بكنيد و براي مردان و پيرمردان نوعي ديگر. مثلاً براي اعزام جوانان به جبهه، بايد از رشادتهاي«حضرت علي اكبر(ع)» و براي اعزام پيرمردان به جبهه، بايد از رشادتهاي «حضرت حبيب بن مظاهر(ع)» بگوييد، و براي حفظ خون شهدا، بايد از صبر و پيام رساني «حضرت زينب (ع)» سخن به ميان آوريد.
  7.  براي برانگيختن احساسات و عواطف شنوندگان، حتماً به «ادبيات» ، «هنر» ، «شرح زندگاني پيشوايان و بزرگان» و مانند آن روي آوريد. گاه به خواندن دو بيت شعر مي توانيد جمعيتي را منقلب سازيد و آنان را برانگيزانيد. مثلاً اگر در زمينة «ايثار جان» و «نثارجان»مي خواهيد سخن بگوييد، دو بيت زير مي تواند عده اي را منقلب كند و برانگيزاند:

اگر مرد رهي ميان خون بايد رفت         از پاي فتاده سرنگون بايد رفت

تو پاي به راه در نه و هيچ مپرس             خود، راه بگويدت كه چُون بايد رفت

عوامل مؤثر در سخنراني

  1. اگر در آغاز راه هستيد، به خود تلقين كنيد كه هم مي توانيد سخنراني نماييد و هم مي توانيد سخنوري موفق باشيد. مثلاً اين جمله را بارها و بارها در قلب يا بر زبان خود جاري كنيد: «من مي توانم سخنراني كنم و سخنوري موفق باشم؛ حتماً من مي توانم سخنراني كنم و سخنوري موفق باشم؛ قطعاً من مي توانم سخنراني كنم و سخنوري موفق باشم».
  2.  چنانچه احساس مي كنيد كه جرأت سخن گفتن در برابر جمعيتهاي بسيار را نداريد، مدتي در برابر جمعيتهاي اندك سخنراني نماييد تا اين جرأت در وجود شما جوانه بزند. به طور نمونه، ابتدا در مهمانيها، ميان دوستان و خويشاوندان، و جلسات خانگي، سخنراني كنيد تا بتوانيد در دانشكده ها، دانشگاهها، مساجد، حسينيه ها، مدارس مذهبي و سياسي و اجتماعي سخنوري نماييد.
  3. برخي بر اين عقيده اند كه سخنوران تازه كار بايد سخنراني خود را قبلاً در برابر آينه اي بزرگ تمرين كنند و آن را حك و اصلاح نمايند تا بتوانند در آينده، سخنوري موفق شوند.
  4.  سخنراني موثر آن است كه از دل و باور گويندة آن سرچشمه گرفته باشد تا به دل و باور شنونده نفوذ كند؛ زيرا آنچه كه از دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند. مثلاً چنانچه خطيبي خطاب به دانشجويان مي گويد: «دانشجويان عزيز! باور كنيد هر دعايي با شرايطش مستجاب مي شود»، آيا خودش در قلبش اين گفته را باور دارد، يا اينكه چون چند باري دعاي خودش مستجاب نشده است، اين گفته را فقط بر زبان جاري مي كند، ولي قلباً آن را باور ندارد.
  5.  سعي كنيد در سخنرانيهاي خود، حسن نيت داشته و خيرخواه و دوستدار شنوندگان خود باشيد تا سخنان شما در آنان تأثير مثبت و بيشتري بگذارد. في المثل، با مخاطبان خود به گونه اي كه گفته شد باشيد، تا چنانچه براي انجام دادن كار خيري از آنان كمك مالي خواستيد، شما را در اين امر ياري نمايند، نه اينكه احساس كنند از آنها سوء استفاده مي كنيد.
  6.  اطلاعات علمي و عمومي خود را افزايش دهيد تا در كار سخنراني موفقتر باشيد. به طور نمونه، چنانچه مي خواهيد در زمينة «بهداشت» سخنراني كنيد، شايسته است كه مقداري اطلاعات «پزشكي» داشته باشيد و يا مثلاً بدانيد كه «ابوعلي سينا» و «پاستور» چه كساني بوده و چه كارهايي كرده اند. و در صورتي كه مي خواهيد براي «دانشگاهيان»سخن بگوييد، خوب است كه هر مقطع دانشگاهي چه نام دارد، چند سال است و داراي چند واحد و ترم است.
  7.  سخنران بايد نخست خودش نسبت به محتواي سخنانش علاقه مند و پاي بند باشد تا سخنانش در ديگران نيز اثر كند. مثلاً اگر به مردم مي گويد: «اي مردم! ساده زندگي كنيد و از تجمل گرايي پرهيز نماييد»، خودش بايد زندگي به دور از تجملات و ساده اي داشته باشد، نه اينكه در خانه اي شيك و گران زندگي كند و روي فرشهاي قيمتي راه برود و با اتومبيلي خارجي و مدل بالا رفت و آمد نمايد.
  8.  در سخنراني از موضوعات، مواد و مطالبي استفاده كنيد كه مورد نياز و ابتلاي شنوندگان باشند. در اين صورت، سخنان شما نافذتر خواهد بود. براي مثال، سخن گفتن از جن و پري و علم ستاره شناسي و مباحث عميق فلسفي و عرفاني چندان مورد نياز و ابتلاي عموم شنوندگان در اين زمان نيست. ولي معمولاً سخن گفتن از مسائل فرهنگي و اخلاقي و اجتماعي، مورد نياز و ابتلاي آنان است.
  9.  رابطة روحي و عاطفي سخنران با شنوندگان در موفقيت او تأثير بسزايي دارد. اگر مي خواهيد اين رابطه برقرار شود، از ژرفاي دل و از روي اخلاص و با صداقت سخن بگوييد.

براي حفظ خلوص خود چنانچه در جايي به چند جوان مجرد كمك فكري و مالي كرده ايد تا ازدواج كنند، در سخنرانيهاي خود نگوييد: «من چنين كاري كرده ام»، بلكه بگوييد: «يكي از سخنوران چنين كاري كرده است». يا در صورت امكان، محل سخنراني خود را زود ترك ننماييد، بلكه براي رسيدگي به مشكلات و گوش دادن به درد دل آنان، مدتي در آنجا بمانيد.

  1. براي اينكه سخنراني شما تأثير بيشتري داشته باشد، به كلي گوييهاي صرف بسنده نكنيد؛ بلكه به جزئيات و مصاديق و مثالهاي آن نيز روي بياوريد. به طور نمونه، اگر به مخاطبانتان مي گوييد: «آداب اجتماعي و اخلاقي را رعايت كنيد» به آنها نيز بگوييد «ريختن آب دهان و خالي كردن بيني در خيابان و دست در بيني كردن در حضور ديگران برخلاف آداب اجتماعي و اخلاقي است.»
  2. استفاده از جملات و كلماتي نظير «شايد»، «گويا»، «احتمال دارد» و «ممكن است»،تأثير و نفوذ سخن شما را كم مي كند. مثلاً به جاي اينكه بگوييد: «اي مردم! اگر در مراسم نماز باران شركت كنيد، ممكن است باران بيايد»، بگوييد: «اي مردم! در مراسم نماز باران شركت كنيد تا باران بيايد». يا به جاي اينكه بگوييد: «دانشجويان گرامي! چنانچه در اين جلسه شركت كنيد، شايد مسئولان دانشگاه نيز به ما كمك نمايند». بگوييد:«دانشجويان گرامي! در اين جلسه شركت كنيد تا مسئولان دانشگاه نيز به ما كمك نمايند.»
  3. يكي از راههاي يادگيري فن سخنوري و موفقيت در آن، شركت در جلسات سخنوران موفق است تا از هر سخنوري نكته اي را فرا بگيريد؛ كيفيت و كميّت سخنش را بسنجيد؛ چگونگي ورود وي در مباحث گوناگون و خروج از آن را مشاهده كنيد؛ حالات، حركات و سَكَنات او را بر كرسي سخن در نظر داشته باشيد و سپس آنها را در سخنرانيهاي خودتان به كار بنديد.
  4.  سعي كنيد با سخنوران مشهور و خبره ارتباط نزديك داشته باشيد و با آنان مشورت و از تجربياتشان استفاده نماييد؛ زيرا غالباً تجربه ها در جايي نوشته نمي شوند، و پس از چندين سال تلاش هميشگي و خستگي ناپذير به دست مي آيند. از اين رو، گاه كسب يك تجربه در فن سخنوري مي تواند در موفقيت شما نقش بسزايي داشته باشد. مثلاً اين تجربه كه در هنگام سخنراني بايد از عادتهاي نامطلوب، مانند بازي كردن با موهاي صورت، پرهيز كرد، مي تواند نقش مؤثري در تمركز حواس شنوندگان داشته باشد.
  5.  اگر مي خواهيد سخنوري موفق باشيد، از موضوعاتي استفاده كنيد كه بر مباحث آن كاملاً تسلط و در آن مطالعات و معلومات كافي داريد. في المثل، چنانچه بر موضوع «توحيد در شعر حافظ» 90% تسلط داريد، ولي بر موضوع «توحيد در شعر مولوي» 70% تسلط داريد، حتماً موضوع اول را برگزينيد.
  6. شخصيت شما و قدر و منزلتي كه نزد افكار عمومي داريد، در تأثير سخنراني تان كاملاً نقش دارد. بنابراين، مواظب باشيد كه با گفتاري ناپسند و يا رفتاري ناشايست، شخصيت و قدر و منزلت خويش را نزد مردم لكه دار نكنيد. گاهي گفتن يك لطيفة ركيك يا يك جملة سخيف، مي تواند شخصيت شما را زير سئوال ببرد و سخنانتان را كم تأثير و يا حتي بي تأثير نمايد.
  7.  در صورتي كه مي خواهيد سخنوري موفق و جذاب باشيد؛ هم سخن خوب بگوييد و هم خوب سخن بگوييد. براي موفقيت در امر اول، بايد از مواد و مطالب خود بهره بگيريد. و براي موفقيت در امر دوم، بايد از ابزارها، قالبها و روشهاي خوب استفاده كنيد، مثلاً «سعدي شيرازي» در شعر «سعديا گرچه سخنران و مصالح گويي/به عمل كار برآيد به سخنران نيست»، هم سخن خوبي گفته است كه انسان بايد به گفته هاي خويش عمل نمايد، و هم خوب سخن گفته است كه سخن خوب خود را در قالب شعري زيبا بيان كرده و از روشي فروتنانه استفاده نموده و مخاطب سخن خود را خودش قرار داده است.
  8.  در صورت امكان، از روش سمعي و بصري در سخنراني نيز استفاده كنيد و يا حداقل قسمتي از سخنراني خود را با اين روش بيان نماييد كه گفته اند: «يك تصوير گوياتر از هزار كلمه است». براي به كارگيري اين روش، استفاده از وسايلي، مانند فيلم، اسلايد، اورهد، اپك، نقشه، لوحه، تخته و تابلو مي تواند براي شما كارگشا باشد و تأثير بسزايي بر مخاطبانتان بگذاريد.
  9.  بكوشيد علاوه بر اينكه هميشه براي مخاطبان خاصي ـ مثلاً جوانان ـ سخنراني مي كنيد، براي گروههاي ديگري از مردم، مانند بزرگسالان، روستاييان، كارگران، كارمندان، بانوان، معلمان، دانشگاهيان و حوزويان، نيز سخنراني نماييد تا با تيپيهاي گوناگون در ارتباط باشيد و از افكار و خواسته هاي مختلف باخبر شويد. اين امر، شما را در كار سخنوري پخته تر و موفقتر مي كنيد.
  10.  در صورت امكان، فاصلة بين شما و شنوندگان كمتر باشد تا تأثير سخنان شما در آنان بيشتر گردد.
  11.  دفترچه و يا تقويمي را تهيه كنيد و در آن، زمان، مكان، موضوع و مخاطبان سخنرانيهاي خود و نام كساني را كه از شما دعوت كرده اند، يادداشت نماييد تا هم با فراموشي روبه رو نشويد و هم با آمادگي قبلي سخنراني كنيد.
  12.  مي توانيد براي يادگيري و به كارگيري مطالب جالب و كلمات و جملات زيبا دفتري را تهيه نماييد و آنها را در آن دفتر يادداشت كنيد تا هنگام سخنراني و به تناسب موضوع و محتواي سخن از آنها استفاده نماييد. براي آساني كار و صرفه جويي در وقت، بهتر است كه اين دفتر را از نوع «دفتر كلاسور» انتخاب كنيد و آن را به صورت «موضوعي» تنظيم نماييد و موضوعات آن را به ترتيب الفبايي در دفتر قرار دهيد. به طور مثال، مطالب و جملات اخلاقي را در قسمت«اخلاق»، مطالب و جملات تربيتي را در قسمتي «تربيت» ، مطالب و جملات عرفاني را در قسمت «عرفان» و مطالب و جملاتي قرآني را در قسمت «قرآن»، مطالب و جملات عرفاني را در قسمت «عرفان» و مطالب و جملات قرآني را در قسمت «قرآن»، مطالب و جملات ادبي را در قسمت «ادبيات» و مطالب و جملات هنري را در قسمت «هنر» قرار دهيد و به ترتيب الفبايي و بدين گونه تنظيم كنيد:

اخلاق؛

ادبيات؛

تربيت؛

عرفان؛

قرآن؛

هنر.

  1. هميشه برگه هاي يادداشت و فيشهايي را همراه خود داشته باشيد تا هنگامي كه به مطالبي جالب، سخناني جذاب و اشعاري زيبا برخورد كرديد، بتوانيد بدون درنگ و دشواري، آنها را يادداشت كنيد و سپس در سخنرانيهايتان به كار گيريد. مثلاٌ از كنار خياباني عبور مي كنيد و بر ديوار آن، اطلاعيه اي را مي بينيد كه اين اشعار در آن نوشته شده اند:

من نمي دانم كه اسلام از كجاست

من نمي دانم كه ايمان از كي است

هر كسي دنبال چيزي مي رود

كز نخستين روز دنبال وي است

من «خميني» را ستايم زانكه او

هم »خُم»است و هم «مي» است و هم «ني» است

شما در اين هنگام، برگه اي را بيرون بياوريد و اين اشعار را در آن يادداشت كنيد تا در فرصتي مناسب، مثلاً در شب سالگرد ميلاد امام خميني «قدس سره»، از آنها استفاده نماييد.

  1. در مواردي كه به مدتي طولاني ـ مثلاً يك دهة محرم يا صفر و يا يك ماه مبارك رمضان ـ سخنراني مي كنيد، در روزهاي پاياني آن از مخاطبان خود بخواهيد تا نظريات، پيشنهادها و انتقادهايشان را نسبت به سخنانتان از جهات گوناگون به شما منتقل نمايند. مثلاً در شب بيست و پنجم ماه مبارك رمضان برگه هايي را كه داراي سه پرسش «نكات منفي سخنراني»، «نكات مثبت سخنراني» و «پيشنهادها براي بهتر شدن سخنراني»است به دست آنان بدهيد و پاسخهاي آنان را در شب بيستم و هفتم جمع آوري كنيد و پس از مطالعة برگه ها و در شب آخر سخنراني تان، پيشنهادهاي مثبت و انتقادهاي درست را براي مخاطبان خود بيان كنيد و آنها را بپذيريد و به انتقادهاي نادرست آنان پاسخ دهيد. اين كار در بهتر شدن سخنراني شما تأثير فراواني خواهد داشت.

اصول سخنراني

  1.  يكي از اصول مهم سخنوري شناخت مخاطب است؛ زيرا رشتة سخنوري، مانند رشتة پزشكي، نوعي نسخه پيچي است و نسخه پيچي پيش از شناخت بيمار، كاري مشكل زا و گاه خطرآفرين است. اين شناخت مي تواند در ابعاد گوناگون، مانند بعد فرهنگي، اخلاقي، تربيتي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و علمي، بررسي شود و مورد تأهل قرار گيرد.مثلاً در بُعد علمي، سخنراني براي استادان حوزه و دانشگاه با سخنراني براي طلاب و دانشجويان متفاوت خواهد بود.
  2.  هنگام مطالعة «مطالب» براي تدوين محتواي سخن خود به دو چيز، خوب بينديشيد: يكي فهم مطالب براي خود و ديگري روش تفهيم مطالب براي شنوندگان خود كه گاه امر دوم از امر اول مهمتر و سخت تر است. في المثل چنانچه براي «بازاريان» و در زمينة «گرانفروشي»مي خواهيد سخن بگوييد، بايد مطالعه و فكر كنيد كه زشتي گرانفروشي را با روش مستقيم يا با روش غيرمستقيم به آنان تفهيم نماييد.
  3.  در سخنراني تان ـ جز در موارد ضرورت ـ فقط از «يك موضوع» سخن بگوييد و همان را براي مخاطبان خود خوب پرورش دهيد و پخته كنيد و از پرداخت به «موضوعات گوناگون»و با روش«كشكولي» خودداري ورزيد؛ زيرا تبيين خوب و كامل يك موضوع، از بيان ناقص چند موضوع گوناگون بمراتب بهتر و مؤثرتر است.
  4. «متنوع» سخنراني كنيد تا شنوندگان متنوع شما همگي جذب سخنان شما شوند. از راهكارهاي آن، ايجاد تنوع در مواد، ابزارها، قالبها و روشهاي سخنوري است. مثلاً چون ممكن است در ميان شنوندگان شما از اهل شعر و ادب هم حضور داشته باشند، از اشعار و قطعات زيبا هم استفاده نماييد. و يا چون احتمال دارد در ميان مخاطبانتان كودكان و نوجوانان نيز شركت كرده باشند. داستانها و خاطرات جالب را نيز بيان كنيد.
  5. كيفيت و كميت سخن خود را بر مبناي حد «متوسط» معلومات و اطلاعات و توان جسمي و فكري و روحي شنوندگان قرار دهيد.
  6. موضوع و مطالب سخنراني خود را با رعايت ويژگيهاي زير برگزينيد:

مورد علاقة گويندة؛

برخوردار از منابع كافي و معتبر؛

مورد نياز شنونده؛

متناسب با شرايط زمان؛

متناسب با شرايط مكان؛

متناسب با شرايط مخاطبان؛

برخوردار از تسلط علمي گوينده بر آن؛

مهم از نظر گوينده و شنونده.

نكات پيش از سخنراني

  1. هر يك ساعت سخنراني ممكن است چندين ساعت مطالعه لازم داشته باشد. پس تا مي توانيد، مطالعة پيش از سخنراني را فراموش نكنيد، هر چند سخنور ورزيده اي باشيد.
  2.  در آغاز راه، شايسته است كه مطالب سخنراني خود را پيش از اجرا، در خانه و يا محل ديگري تمرين كنيد. اين تمرين را يا مي توانيد در حضور جمع يا به صورت فردي انجام دهيد و يا مي توانيد آن را روي نوار، ضبط نماييد و به آن گوش دهيد و سپس نقايص و نواقص آن را برطرف كنيد تا به مرور زمان، سخنوري موفق شويد.
  3.  سخنور بايد از نظر ظاهر، مرتب و تميز باشد. از اينرو، شايسته است كه پيش از حضور در جلسة سخنراني؛ سر و وضع، چهره، يقه، عمامه و لباس خود را در آينه اي ببينيد و پس از اطمينان، به سخنوري بپردازيد؛ زيرا گاهي ممكن است موهاي سر، شانه نكرده يا يقة لباس، ورآمده يا تحت الحنك عمامه، بيرون زده و يا لكه اي جوهر يا چربي، روي لباس شما ريخته شده باشد.
  4.  پيش از سخنراني، به خود تلقين كنيد كه حامل پيامي هستيد و بايد آن را بگوييد و همه منتظر دريافت پيام شما هستند. از اينرو، ترس و اضطراب كمتري به شما روي خواهد آورد و يا حتي هيچ گونه ترس و اضطرابي به دل شما راه نخواهد يافت.
  5.  پيش از سخنراني، دربارة آن بينديشيد كه چگونه آن را آغاز كنيد؛ چگونه آن را ادامه دهيد و چگونه آن را به پايان بريد و به طور كلي چگونه آن را بيان نمايد، به طور مثال، آيا سخنراني خود را با آيه اي از قرآن يا حديثي از معصومان عليهم السلام و يا چند بيت شعر آغاز كنيد؟ و آيا اين آيه يا حديث و يا شعر، مي تواند كدام آيه يا حديث و يا شعر باشد؟
  6.  براي سخنراني خود، طرح مناسب و چارچوب داشته باشيد و پيش از سخنراني، آن را براي خود ترسيم كنيد تا در هنگام سخنراني، مطالب را فراموش ننماييد.
  7.  براي پاسخگويي به پرسشهاي احتمالي شنوندگان قبلاً خود را آماده كنيد. اين پرسشها را مي توانيد خودتان با تفكر در موضوع يا با مشورت با صاحب نظران در آن موضوع يا با مراجعه به كتابها و منابع نوشته شده در آن موضوع و يا حتي با كمك گرفتن از خود شنوندگان بيابيد.
  8.  قبل از سخنراني دقت نماييد كه اگر نكته اي مبهم و تاريك در محتواي سخنراني شما وجود دارد، آن را روشن و يا حذف كنيد.
  9.  پيش از سخنراني استراحت داشته باشيد و از خوردن غذا به حد اشباع بپرهيزيد تا با شكمي پر و انباشته از غذا سخنراني نكنيد و از خوردن چيزهايي مانند «نوشابه»  خودداري ورزيد تا مبادا هنگام سخن گفتن آروغ بزنيد.
  10.  شايسته است كه چند دقيقه اي پيش از وقت، به محل سخنراني خود برويد و از آنجا ديدن كنيد تا از كيفيت و كميت محل سخنراني و شنوندگان خويش مطلع شويد.
  11.  پيش از سخنراني، تا حدي كه مي توانيد، از شرايط فرهنگي، اخلاقي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي شنوندگان خود آگاه شويد و سخنراني خود را با توجه به آن شرايط ايراد نماييد. به طور نمونه، اگر مخاطبان شما داراي شرايط اقتصادي و مالي خوبي نيستند، از آنان ـ براي امور خيريه و مانند آن ـ كمكهاي مالي سنگين و يا حتي هيچ كمك مالي را درخواست نكنيد.
  12.  در صورت لزوم، پيش از سخنراني، نقشه، لوحه، فيلم، اسلايد، اورهد و مانند آن را آماده كنيد تا زمان سخنراني شما با انجام دادن اين گونه كارها تلف نشود.
  13.  در صورتي كه پيش از سخنراني شما كس ديگري نيز سخنراني مي نمايد، سعي كنيد چند دقيقه زودتر از موعد مقرر خودتان، در محل سخنراني حاضر شويد تا از موضوع و محتواي سخنان او آگاه شويد. با اين كار، هم به اين سخنران احترام گذاشته ايد، و هم از تكرار موضوع و مرثيـه بـراي شنـونـدگان خود دوري جسته ايد.
  14.  براي آرامش بيشتر در سخنراني، پيش از سخن گفتن چند نفس عميق بكشيد.
  15.  پيش از سخنراني صداي بلندگو را آزمايش و تنظيم نماييد و فاصلة مناسب خود با آن را در نظر بگيريد و تلاش كنيد تا صداي نابهنجار و يا سوت دلخراش از آن توليد نشود، مثلاً دهان خود را به ميكروفون نچسبانيد.
  16.  در صورت امكان، از بانيان و برگزاركنندگان مجلس سخنراني خود بخواهيد كه هنگام سخنراني شما از دادن آب، چاي، خرما، حلوا، شيريني و مانند آن، به شركت كنندگان خودداري ورزند تا تمركز حواس شما و آنان از بين نرود و كنترل مجلس نيز به هم نخورد.
  17.  سخنراني خود را با نام و حمد خدا و درود و سلام بر پيامبر محبوب خدا(ع) و خاندان او و بويژه امام زمان(ع) و نفرين بر دشمنان آنان آغاز كنيد. مثلاً چنين بگوييد: «بسم الله الرَّحمن الرًَحيم، الحَمدلله رَبَّ العالَمين، ثُمَّ والسَّلامُ عَلي سَيّدنا و نَبيّنا اُبِي القاسِمِ مُحَمَّد وعَلي أهلُ بَيتِهِ الطيِبينَ الطّاهِرين سِيَّما بَقِيَّهِ اللهِ في للاُرَضين ولَعنَهُ اللهِ عَلي اُعدآئِهِم أجمَعين مِنَ الآنَ إلي قِيامِ يُومِ الدّين».
  18.  مي توانيد پس از ياد كردن نام و ستايش خدا و درود بر پيامبر(ص) و خاندان او (ع) آيه و يا حديث و يا شعري را كه با محتواي سخن شما ارتباط و تناسب دارد، در آغاز سخنراني خود بخوانيد. مثلاً اگر موضوع و محتواي سخنتان دربارة «دعا» است، مي توانيد اين آيه را بخوانيد:«وقال رَبُّكّم استَجِبِ لَكم... پروردگارتان گفت: شما بخوانيد مرا، من هم اجابت مي كنم شما را».
  19.  شايسته است كه در آغاز سخنراني تان، موضوع و طرح و چهارچوب بحث و سخن خود را براي شنوندگان بيان كنيد. مثلاً چنين بگوييد: «بحث امروز ما دربارة اخلاص است كه عنوانهاي آن عبارتند از: تعريف اخلاص، ارزش و اهميت اخلاص، آثار و فوايد اخلاص، اقسام اخلاص، مراحل اخلاص، ويژگيهاي مخلصان و...»
  20.  گاهي با خواندن يك يا چند بيت زيباي شعر در آغاز سخنراني تان، مي توانيد جذابيت خاصي به سخنراني خود بدهيد. مثلاً اگر در مجلسي براي «جانبازان» و «خانواده» هاي آنان سخن مي گوييد، مي توانيد زبان حال آنان را اين گونه بازگو كنيد:

اگر داغ دل بود ما ديده ايم

اگر خون دل بود ما خورد ه ايم

اگر دل دليل است آورده ايم

اگر داغ شرط است ما برده ايم

  1. براي آغاز سخنراني خود، عبارات و جملات مناسب و زيبايي انتخاب كنيد. مثلاً چنانچه موضوع سخنراني شما دربـارة «شهادت» است، مي توانيد اين جمله را بگوييد: «خون جامه را ناپاك، اما جامعه را پاك مي كند.»
  2.  گاهي بيان يك داستان جالب و زيبا در آغاز سخنراني، بسيار مؤثر خواهد بود و جلب توجه خواهد نمود. به طور نمونه، چـنانچه مـوضوع سخنـراني شمـا «استفاده از روش غيرمستقيم در تعليم و تربيت» است، مي توانيد داستان وضوگرفتن امام حسن و امام حسين (ع) را، در حضور پيرمردي كه اشتباه وضو مي گرفت، بيان كنيد.
  3. گاهي مي توانيد سخنراني خود را با طرح يك سئوال آغاز نماييد تا هم توجه شنوندگان را به سخنان خود جلب كنيد و هم آنان را در سخنراني تان شريك سازيد. مثلاً چنانچه موضوع سخنراني شما دربارة «توبه» است مي توانيد در آغاز آن، اين سئوال را مطرح نماييد: «توبه و شرايط آن چيست و آيا توبه در آخر عمر پذيرفته مي شود يا نه؟
  4. در ابتداي سخنراني خود، ارزش و اهميت موضوع سخنراني تان را براي شنوندگان خويش بيان كنيد تا به آن علاقه مند شوند و به سخنان شما تا پايان سخنراني تان گوش فرا دهند. به طور مثال، چنانچه موضوع سخنراني شما دربارة «تقوا» است، در آغاز سخنراني خود، به ارزش و اهميت «تقوا» از نظر قرآن، از نظر معصومان (ع)، از ديدگاه حضرت امام خميني رحمت الله و مقام معظم رهبري ـ مدّظلّه العالي ـ و علماء و دانشمند ان بپردازيد.
  5. سعي كنيد در همان آغاز، بر مجلس سخنراني تان مسلط شويد. گاه با خواستن يك يا چند صلوات از جمعيت شنوندگان، مي توانيد اين كار را انجام دهيد.
  6.  گاهي در آغاز برخي از سخنرانيها خوشامدگويي به شنوندگان لازم است. به طور نمونه، مي توانيد چنين بگوييد: «به همة حضاري كه به اين مجلس تشريف آورده اند، عرض سلام و خوشامدگويي دارم. اميدوارم ثوابي از اين مجلس، در پروندة اعمال ما و شما ثبت و ضبط شود.»
  7. بايد در كيفيت و كميّت مقدمة سخنراني خود دقت نماييد. مثلاً كميّت مقدمة سخنراني تان نبايد آن قدر طولاني شود كه فرصت چنداني براي بيان اصل سخنراني تان باقي نماند.
  8. همة قواي خود را در مقدمة سخنراني تان به كار نبريد، بلكه براي بقية سخنراني خود نيز ذخيره نگاه داريد. از اينرو، در همة سخنراني خويش بايد از حدّت و حرارت به خرج دادن خودداري كنيد تا براي ادامة سخنراني تان، با خستگي روبه رو نشويد و حنجرة شما توانايي سخن گفتن را نيز داشته باشد.
  9. در آغاز سخنراني، از مطالبي كه مورد قبول و توافق ميان شما و شنوندگانتان است، استفاده كنيد تا آنان، در همان آغاز، نسبت به شما و محتواي سخنراني تان علاقه مند شوند و موضعگيري منفي نكنند. مثلاً اگر براي كساني سخن مي گوييد كه «ولايت فقيه» را قبول دارند، اما دربارة «حدود و اختيارات وليّ فقيه» سئوالات و شبهاتي دارند، شما در آغاز سخنان خود، از «ارزش و اهميت ولايت فقيه» و سپس از «آثار و فوايد ولايت فقيه» و آن گاه از «شرايط وليّ فقيه» و در پايان سخنانتان، از «حدود و اختيارات وليّ فقيه»سخن بگوييد.

نكات هنگام سخنراني

  1. در جايي بايستيد يا بنشينيد كه شنوندگان، شما را ببينند و صدايتان را بشنوند تا با استفاده از روش سمعي بصري، بر شنوندگان خويش تأثير بگذاريد. مثلاً مواظب باشيد پشت تابلو يا نوشته و يا دسته گلي كه روي ميز و تريبون سخنراني تان گذاشته اند، قرار نگيريد و پنهان نشويد.
  2. در صورت امكان، ميكروفون را به دست نگيريد و آن را در جاي مناسبي ثابت نگه داريد تا با آسودگي خاطر، سخنراني كنيد.
  3. مواظب باشيد كه با جيبهاي برآمده و يا پر از كاغذهاي يادداشت، سخنراني نكنيد. اين امر ممكن است كه يا توجه شنوندگان را به سوي خود جلب نمايد و يا مورد تمسخر ذهني آنان شود.
  4.  مي توانيد يادداشتهاي سخنراني تان را همراه خود داشته باشيد، ولي آنها را به گونه اي كنار ميز يا تريبون سخنراني خود بگذاريد كه در معرض ديد مخاطبانتان قرار نگيرند.
  5.  اگر يكي از شخصيتها يا بزرگان، به مجلس سخنراني شما وارد شوند و توجه شنوندگان را به سوي خود جلب كردند، مواظب باشيد كه اختيار مديريت مجلس را از دست ندهيد و در صورت لزوم، احترام لازم را به ايشان بگذاريد. مثلاً مي توانيد از شنوندگان خود بخواهيد كه يك صلوات بفرستند.
  6.  اگر در بين سخنراني تان نوشته اي به دست شما دادند، سعي كنيد بدون مكث و وقفه در سخن گفتن، آن را براي خود بخوانيد و چنانچه بايد دربارة آن سخني بگوييد و يا توضيحي بدهيد، در همان هنگام و يا در فرصتي كه مناسبتر است، اين كار را انجام دهيد.
  7. چنانچه شخصي در ميان سخنراني، از شما سئوالي كرد، در صورت امكان و ضرورت و با در اختيار گرفتن مديريت جلسه، آن سئوال را پاسخ دهيد و در غير اين صورت، به آن شخص بگوييد كه پس از سخنراني، پاسخ سئوالش را خواهيد داد.
  8.  اگر هنگام سخنراني، مطلب بعدي خود را فراموش كرديد، مطلب قبلي آن را تكرار كنيد و براي شنوندگانتان شرح دهيد و ضمن اين كار، به جستجوي مطلب بعدي در ذهن خود بپردازيد تا آن را به ياد آوريد. اين امر در خواندن مصراعها و يا بيتهاي بعدي يك شعر، فراوان پيش مي آيد.
  9.  اگر در محل سخنراني شما يا بيرون از آن، اتفاقي افتاد، آن را به گونه اي با سخنراني تان ارتباط دهيد يا در محل آن بكوشيد و يا حواس شنوندگان را به سوي سخنان خود جلب كنيد. مثلاً چنانچه صداي رعد و برق، توجه شنوندگان را به سوي خود جلب كرد، مي توانيد چنين بگوييد: «اميدواريم لطف الهي شامل حال ما شود و اين رعد و برق، به باران رحمت الهي تبديل گردد و كشاورزان ما را نيز خوشحال كند.»
  10.  جز در موارد ضرورت،  سعي كنيد از كلمة «من» كمتر استفاده نماييد و به جاي آن، كلمة «ما» را به كار گيريد تا بر تكبر و خودبزرگ بيني شما حمل نشود و سخنانتان را كم تاثير و يا با تأثير نكند. به طور نمونه، به جاي اينكه بگوييد: «من با فساد اخلاقي در اين منطقه مبارزه خواهم كرد»، بگوييد: «ما با فساد اخلاقي در اين منطقه مبارزه خواهيم كرد.»
  11.  گاهي نگاه كردن به ساعت از سوي شنوندگان و جابه جا شدن آنان در جاي خود و بستن دفتر و كتابهايشان با صداي بلند، نشان دهندة خستگي آنان است. پس، يا با ايجاد تنوع در سخنانتان، خستگي شان را برطرف نماييد و يا اصلاً  بهتر است به سخنان خود ادامه ندهيد و سخنراني تان را به پايان بريد.

مواد سخنراني

  1. براي سخنراني خود، مواد و مصالح لازم را تهيه و پي ريزي كنيد تا سخن شما از استحكام بيشتري برخوردار گردد. مواد مورد استفاده در سخنراني مي تواند از اين مواد باشد:

آيات؛

روايات؛

اصول منطقي و قواعد عقلي؛

قوانين علمي و تجربي؛

اشعار؛

تمثيلات؛

ضرب المثلها؛

سخنان بزرگان دين و دانش؛

لطايف و ظرايف؛

آمار و اخبار.

  1. دقت كنيد آيات، روايات، اصول عقلي، قوانين علمي، اشعار، داستانها و مانند آن را كه در سخنراني تان مورد استفاده قرار مي دهيد، با موضوع و محتواي سخنراني شما مطابقت داشته و مناسب باشند.
  2. مواظب باشيد اشعاري را كه در سخنراني تان مي خوانيد، از نظر محتوا، چينش، وزن، قافيه، تلفظ، سراينده و مانند آن صحيح باشند. مثلاً شعر:

«دلِ من در پي يك واژة بي خاتمه بود

اولين واژه كه آمد به نظر، فاطمه بود»

    گرچه زيباست، صحيح نيست؛ زيرا «واژگان بي خاتمه» اي وجود ندارد تا نخستين آنها حضرت فاطمه(س) باشند. يا شعرِ

«چون كه با كودك سرو كارت فتاد

پس زبان كودكي بايد گشاد»

   از «سعدي» نيست، بلكه از «مولوي» و چينش آن بدين صورت است:

            (چون كه با كودك سر و كارم فتاد

هم زبان كودكان بايد گشاد)

  يا شعرِ

«رخش لعل باد و دلش شاد باد

هميشه جهان را جهاندار باد»

   از نظر قافيه، صحيح نيست؛ زيرا پس از ناديده گرفتن «رديف» شعر كه كلمة «باد» است، دو كلمة«شاد» و «جهاندار» همقافيه نيستند. يا اگر دو كلمة «صاحب خبر» در شعر زيرين را به صورت «صاحب خبر تلفظ كنيد، شعر از نظر وزن با اشكال رو به رو خواهد شد:

«اي بي خبر بكوش كه صاحب خبر شوي

                اي راهرو نباشي كي راهبر شوي؟».

  1. داستانهاي مطرح شده در سخنراني بايد از نظر محتوا، درست و از نظر مدرك و مأخذ، معتبر باشند. به طور نمونه، داستان «جزيرة خضراء: محل زندگاني امام زمان(ع)» به آن گونه اي كه در برخي از كتابها نقل شده، طبق نظر شماري از بزرگان و محققان، هم از نظر محتوا مخدوش است و هم از نظر مأخذ نامعتبر است.
  2.  بكوشيد داستاني را كه در سخنراني تان نقل مي كنيد، آن قدر طولاني نباشد تا قسمت عمدة سخنانتان را در بر گيرد؛ بلكه داستان نقل شده را به صورت مختصر و مفيد و به دور از حشو و زوائد نقل نماييد.
  3. از داستانهايي استفاده كنيد كه جالب، تازه، نكته دار و انگيزه برانگيز باشند. به گونه اي كه شنونده همواره در پي آن باشد تا دنبالة داستان را بشنود و فرجام آن را بداند.
  4.  داستانهايي را كه در سخنراني نقل مي كنيد، گاهي از سه مرحله و قسمت «مقدمه»،«اوج» و «فرود» تشكيل مي شود. توجه به اين نكته و رعايت آن در سخنراني شايسته است.
  5. اگر آمار و اخباري را در سخنراني خود مطرح مي كنيد، توجه داشته باشيد كه صحيح و دقيق و معتبر باشند. و چنانچه از لطيفه ها و مطايبه هايي در سخنان خويش استفاده مي نماييد، مواظب باشيد كه ركيك و سخيف و مستهجن نباشند.
  6. از ضرب المثلهايي استفاده نماييد كه اغلب مخاطبانتان با معنا و كاربرد آن آشنا باشند. مثلاً مي خواهيد بـگوييـد كـه مقصود و مراد ما در كنارمان است و ما از آن بي خبريم، بگوييد: «آب در كوزه و ما تشنه لـبان مي گرديم»، تا اغلب و يا همة شنوندگان شما از اين ضرب المثلي كه به كار گرفته ايد، مقصود و مراد شما را دريابند.

نكات پايان سخنراني

  1. شايسته است كه در پايان سخنراني خود، پيام و يا پيامهايي را به صورت خلاصة سخنراني، به شنوندگان عرضه كنيد تا نتيجة سخنراني تان در ذهن آنان باقي بماند. به طور مثال، اگر موضوع سخنراني شما دربارة «روشهاي تربيت» است، پس از سخن گفتن كامل دربارة آنها، چنين بگوييد: «سخن امشب ما دربارة روشهاي تربيت به پايان رسيد و خلاصة سخن ما اين شد كه روشهاي تربيت عبارتند از: روش تدريجي، روش غيرمستقيم، روش الگويي و روش عملي».
  2.  آنچه را مي خواهيد بيش از ساير مطالب ديگر، در ذهن شنوندگانتان باقي بماند، در پايان سخنراني خود بياوريد. مثلاً اگر بحث شما در زمينة «مسايل تربيتي» و با عنوانهاي «تعريف تربيت»، و «ارزش و اهميت تربيت»، «آثار و فوايد تربيت» ، «اقسام تربيت» ،«ويژگيهاي مربي» ،  «محيطهاي تربيتي» و  «روشهاي تربيت» است و مي خواهيد «ويژگيهاي مربي» ، بيش از عنوانهاي ديگر، در ذهن مخاطبانتان باقي بماند، آن را در پايان سخنراني خود مطرح كنيد.
  3.  مانند آغاز سخنراني، در پايان سخنان خود نيز مي توانيد عبارات و جملات زيبايي را برگزينيد. به طور مثال، چنانچه موضوع سخنراني شما دربارة  «امام زمان(ع)» است،  مي توانيد اين جملة زيبا را بگوييد: «خوشا آنان كه در درس انتظار يك جمعه هم غيبت نكردند.[2]». و در صورتي كه موضوع سخنراني تان دربارة «تمسك به قرآن و عتـرت» است، مي توانيد اين جملة زيبا را بگوييد: «صفاي قرآن و مروة عترت، ما را به كعبة مقصود مي رساند.[3]»

 

  1.  بكوشيد در پايان سخنراني تان، از بزرگان، شخصيتها و كساني كه در سخنراني شما شركت كرده اند، به گونه اي درخور ولي بدون اغراق ريا، تشكر و قدرداني نماييد. به طور نمونه، مي توانيد چنين بگوييد: «از شخصيتهاي مذهبي، فرهنگي، علمي، سياسي، بزرگان، علماء و همة كساني كه از راههاي دور و نزديك، قدم رنج حاج فرید | پنج شنبه 04 آبان 

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA ی تصویری

111 توصيه هنگام سخنراني

1ـ قبل از سخنراني، كاملاً بر موضوع مسلط شويد؛ تا با اين كار، مقدار زيادي از اضطرابتان كاهش يابد.

2ـ حضاري كه در جلسة سخنراني شما، شركت كرده اند را عاشقانه دوست داشته باشيد و به آنها عشق بورزيد.

3ـ دستهاي خود را هماهنگ با موضوع تكان دهيد، و از حركات بدني به طرز هنرمندانه اي استفاده كنيد.

4ـ در صورت امكان كمي راه برويد.

5ـ با شور و هيجان حرف بزنيد.

6ـ با طرز بيانتان، به جمعيت انرژي دهيد.

7ـ براي تخليه «تنش» دروني خود، چيزي مثل يك صندلي را جابجا كنيد.

8ـ براي تخليه اضطراب، وسيله اي مثل «خودكار» يا «ماژيك» در دست داشته باشيد.

9ـ مي توانيد «يك سكة 50 ريالي» را در دستهاي خود فشار دهيد.

10ـ به سئوالات شركت كنندگان، عاشقانه و با علاقه گوش فرا داده و با دقت و حوصله كامل به آنها جواب دهيد.

11ـ اگر جواب سئوالي را نمي دانيد، صادقانه بگوييد كه: «نمي دانم».

12ـ اما زياد از كلمه «نمي دانـم» استفاده نكنيد، مي توانيد به سوال كننده چنين بگوئيد كه: «خودت، چي فكر مي كني»؟ يا رو به جمعيت كرده و اعلام نماييد كه: «آيا كسي مي تواند، جواب ايشان را بدهد»؟

13ـ بهتر است بجاي اينكه انرژي ناشي از اضطراب خود را به اشيايي مثل صندلي يا خودكار وارد كنيد، آن را به حنجره و لب دهان خود منتقل نموده و انرژي خود را براي اداي درست واژه ها به كار بريد.

14ـ علي رغم پرشور و پرانرژي بودن، سعي نماييد خونسردي خود را حفظ كنيد.

15ـ تقريباً با نوك يا ابتداي زبانتان صحبت كنيد.

16ـ ساير عضلات صورت خود را شل نماييد.

17ـ گاهي «احساساتي» شويد، تا كلامتان با گيرايي، حرارت و احساس خاصي به شنونده منتقل گردد.

18ـ آهنگ و طنين صدايتان را متغير نگاه داريد و سعي نماييد بطور يكنواخت صحبت نكنيد.

19ـ سخنراني را از قبل كلمه به كلمه حفظ نكنيد.

20ـ فقط عناوين و نكات كليدي را ـ كه خوانا نوشته شده است ـ با خود داشته باشيد.

21ـ بسيار كوتاه و هنرمندانه به ياددادشتهاي خود بنگريد.

22ـ در مكانهاي بكر و خلوتي مثل: پارك يا جنگل، مي توانيد به تمرين سخنراني بپردازيد.

23ـ از هر فرصتي مي توان براي سخنراني و حرف زدن در ميان جمع استفاده نمود.

24ـ قاطع، رسا و واضح كلمات را ادا نماييد.

25ـ واژه ها را نخوريد، روي آخرين حرف تك تك واژه ها كمي مكث كنيد.

26ـ تا حد امكان، شنونده ها را به مشاركت دعوت نماييد.

27ـ تاكيد مي شود كه هر از چند گاهي از حضار، در رابطه با موضوع مورد بحث، سوالي شود تا متكلم الوحده نباشيد.

28ـ گهگاه براي رفع خستگي حضار، آنها را با بيان نكاتي شيرين، بخندانيد.

29ـ شوخ طبعي را فراموش نكنيد.

30ـ نقش بازي نكنيد و سعي كنيد خودتان باشيد، راحت حرف بزنيد.

31ـ از ديگران تقليد نكنيد و اداي ديگران را در نياوريد.

32ـ حالاتي كه در حين سخنراني به خود مي گيريد نبايد مصنوعي باشند، خودتان را رها كنيد تا حالت و وضعيت بدني شما خود به خود صورت پذيرند.

33ـ در منزل به تمرين سخنراني بپردازيد و آنها را ضبط نماييد و سپس آن را با دقت گوش كنيد، تا متوجه اشكالات خود شويد.

34ـ سعي كنيد از متن سخنراني، نوار صوتي يا تصويري تهيه گردد تا بعد آن را مورد بررسي قرار دهيد.

35ـ لباس تميز، آراسته و راحتي بر تن كنيد.

36ـ به وضع ظاهري خصوصاً موهاي خود در هنگام سخنراني، توجه داشته باشيد.

37ـ به هنگام سخنوري، نبايد گرسنه بود و البته نبايد هم زياد خودتان را سنگين و سير نماييد.

38ـ بر روي ميز سخنران بايد از قبل، ظرف آب و ليوان گذاشته شود.

39ـ هر زمان كه لازم شد، با آرامش و بدون عجله، كمي آب بنوشيد.

40ـ اگر برخي از حضار از جلسه بيرون رفتند؛ روحيه خود را از دست ندهيد، برخاستن و جلسه را ترك نمودن، هميشه نمي تواند به عنوان دليل و نشانة بدي سخنراني شما محسوب گردد.

41ـ اگر مشاهده كرديد كه تحركات جمعيت زياد شده، سعي نماييد روي موضوع يا شيوة سخنراني خود، تجديد نظري به عمل آوريد.

42ـ سخنان خود را با اعتقادي ژرف بيان كنيد و عميقاً به آنچه كه مي گوييد، اطمينان و باور داشته باشيد.

43ـ قبل از سخنراني، چند نفس عميق بكشيد.

44ـ آرام و راحت و با اعتماد به نفس كافي، سخنراني را شروع كنيد.

45ـ هرگز فكر شكست به خود راه ندهيد.

46ـ شرايط را ساده بگيريد، آنچنان هم كه فكر مي كنيد، مشكل نيست.

47ـ در پايان به طريقي از اشكالات كار خود مطلع شويد و انتقادات بعد از جلسه را، با متانت بپذيريد.

48ـ قبل از جلسه يك دستيار براي خود انتخاب كنيد، تا در صورت لزوم نكاتي را به شما كتباً اعلام نمايد.

49ـ خيلي رسمي و جدي و خشك حرف نزنيد.

50ـ قبل از سخنراني، مكان مورد نظر را بررسي كنيد.

51ـ امكانات سمعي ـ بصري لازمه را بررسي و در صورت نياز، كار با آنها را ياد بگيريد.

52ـ سر را بلند و سينه را ستبر نماييد.

53ـ هرگز از خودتان تعريف نكنيد، اين كار را به عهدة ديگران بگذاريد.

54ـ قبل از شروع بهتر است، شخصي شما را بطور كامل معرفي كند.

55ـ اگر كسي شما را معرفي نكرده است؛ خودتان مراسم معارفه را انجام دهيد.

56ـ اگر لازم است، خطاب به جمعيت چنين بيان نماييد كه: «كسي سؤالي ندارد؟»

57ـ از واژه هاي ابداعي استفاده كنيد.

58ـ گهگاه از اشعار، ضرب المثل ها، آيات قرآني و احاديث مرتبط با موضوع، براي تفهيم بيشتر استفاده كنيد.

59ـ داستانهاي كوتاه، لطيفه ها و خاطرات مناسب را در حين سخنراني فراموش نكنيد.

60ـ در آغاز موضوعاتي را كه تصميم داريد در مورد آنها، صحبت نماييد مشخص كنيد.

61ـ نظم و ترتيب و اتحاد موضوعي مطالب را رعايت كنيد.

62ـ بينديشيد چناري بلند و قدرتمنديد، كه مي خواهد براي دشتي از گل نرگس سخنراني كند.

63ـ اگـر احساس اضطراب كرديد، به صورت افرادي خيره شويد كه شما را با تكان دادن سر مورد تأييد قرار مي دهند.

64ـ نگاه خود را تنها بر يك نقطه متمركز نكنيد، بلكه به همه افراد بنگريد.

65ـ گاهي تهييجي در نحوة كلامتان ايجاد كنيد و گاهي نيز به آرامي، صحبت نماييد در واقع بايد موج بيافرينيد.

66ـ چنانكه كسي نظري را داد، ابتدا با او هم رأي شويد و در صورتي كه با عقيده و نظر او مخالفيد، آرام ـ آرام موضع خود را اعلام كنيد.

67ـ هرگز با تندي و بطور ناگهاني با كسي مخالفت نورزيد.

68ـ اگر دوربين فيلمبرداري يا عكاسي وجود دارد، هيچ توجهي به آنها نكنيد.

69ـ اگر نسبت به چيزي شك داريد، از جمعيت در مورد آنها سئوال نماييد.

70ـ نگران نباشيد، سخنراني شما هر چقدر هم كه بد باشد، براي شما بهترين تجربه خواهد بود.

71ـ اگر اولين تجربه شماست، قبل از شروع سخنراني در رديفهاي جلو نشسته و با افراد حاضر شروع به حرف زدن كنيد، بعد به پشت جايگاه رفته و باز هم با همان افراد گفت و گو نماييد و سپس بتدريج خطاب بيانات خود را متوجه كل جمعيت كنيد.

72ـ اگر براي سخنراني، شما را به جايي دعوت كردند، ترديد نكنيد، فوراً آن را بپذيريد.

73ـ در جلسات سخنرانان حرفه اي حضور يافته و به كلية اعمال آنها دقت كنيد.

74ـ در همه جا سعي كنيد شنوندة خوبي باشيد، در فلسفه عبارتي است بدين مضمون: «فاقد شي نمي توند معطي شي باشد».

75ـ تمام كتابهايي كه در رابطه با موضوع سخنراني هستند را مورد مطالبه قرار دهيد.

76ـ متن سخنراني خود را ابتدا در تخيل خويش مرور نماييد و سپس در مواقع تنهايي و در محيطهاي كوچك و غيررسمي به اين كار مبادرت ورزيد.

77ـ تصوير ذهني مثبتي از خود بسازيد و چنين تصور كنيد كه فاتحانه در حال سخنراني مورد علاقة خود هستيد. شبها نيز با همين تصور به خواب رويد.

78ـ چند روز قبل از سخنراني، هر جا كه مي رويد قلم و كاغذ به همراه داشته باشيد و هر نظر و مطلبي كه در رابطه با موضوع مورد بحث به ذهنتان آمد، يادداشت كنيد. اين كار بسيار مؤثر است، چرا كه خلق نظرات و عقايد بعدي را تسهيل مي نمايد.

79ـ در مورد سخنرانان بزرگ دنيا، مطالعه كنيد.

80ـ به علايق، سن، شغل، مذهب، جنس و سطح تحصيلات حضار توجه داشته باشيد.

81ـ اگر جمعيت ناهمگون است به طريقي حرف بزنيد كه هر كس از مباحث ارايه شده، برداشتي مناسب با درك و فهم خويش داشته باشد.

82ـ بايد توجه داشت كه شايد، در جمع حضار افرادي از اقليتهاي مذهبي هم وجود داشته باشند، پس در هنگام سخنراني، به عقايد و مذاهب؛ احترام بگذاريد.

83ـ با استناد به علم و آمار، سخنراني كنيد و ترجيحاً سعي كنيد به منبع نكات مورد بحثتان؛ احترام بگذاريد.

84ـ اگر موضوع به باور انسانها مربوط است، سخن خود را با واژه هايي چون: «ممكن است» ، «معمولاً» ، «به نظر مي آيد كه» ، «شايد» ، «من اين طور فكر مي كنم» و ... آغاز كنيد. در اين گونه موارد، به صورت «مطلق» سخن نگوييد.

85ـ در صورت امكان در حين سخنراني، پذيرايي مختصري انجام شود و توجه داشته باشيد كه بيشتر از 45 دقيقه آن هم بطور مداوم حرف نزنيد.

86ـ مكان سخنراني بايد از لحاظ نور، صدا و درجه حرارت، در شرايطي بهنجار و استاندارد قرار داشته باشد.

87 ـ عوامل و محركات مزاحمي چون: آمد و رفت، صداي گريه بچه ها و صداي تلفن همراه و غيره را به حداقل رسانيد، تا بلكه در تمركز حواس شما به عنوان سخنران و همچنين در توجه و دقت حضار؛ اثر سوئي باقي نگذارد.

88ـ در ابتداي سخنراني خود براي جلب نظر حضار، مي توانيد به تحسين آنها اقدام نماييد.

89ـ جمعيت را تشنة مباحث خويش نگاه داريد بطوري كه حالت انتظار در آنها، تا اواخر جلسه وجود داشته باشد.

90ـ با گنجينة اطلاعات خود، عرضه اندام نكنيد و به هدف خودنمايي، از اين در و آن در سخن نرانيد.

91ـ اگر جمعيت خوابشان گرفت لازم نيست به بالاي سر آنها رفته و تك تك آنها را بيدارشان كنيد! كمي نيز به خودتان دقت كنيد، شايد ايستاده به خواب رفته باشيد؟!

92ـ در صورت مناسبت، از جمعيت بخواهيد با صلوات و يا كف زدن، تنوع ايجاد نمايند.

93ـ در پـايـان حتـماً صميـمانه از افـراد، گروه ها و سازمانهايي كه در امر برگزاري سخنراني به شما كمك كرده اند، تشكر كنيد.

94ـ از اشاره كردن علني، سياستمدارانه و زيركانه به سوابق درخشان شغلي و تحصيلي تان بپرهيزيد؛ چرا كه از صميمت شما مي كاهد، اما اشاره اي به اين موضوعات، از روي فروتني واقعي و يا در پاسخ به سئوال افراد، بلامانع و عاري از اشكال است.

95ـ قبل از سخنراني، پيش بيني كنيد كـه جمعيت ممكن است در مورد چه محورهايي از شما سئوال كند، از اين رو براي هر كدام، پاسخي آماده داشته باشيد. اين كار اگر خوب انجام شود، اضطراب شما را كم نموده و در شما اعتماد به نفس خاصي ايجاد مي كند.

96ـ مقدار زمان سخنراني خود را برآورد كنيد، طوري كه از مدت اعلام شده بيشتر نشود تا مجبور نگرديد با سرعت به اراية مطالب مورد نظر بپردازيد.

97ـ در شيوة سخنراني خود، نوآوري داشته باشيد.

98ـ به موقع جلسه را آغاز كنيد، تاخير نداشته باشيد و اگر با تاخير وارد شديد، سعي نكنيد با مطرح كردن مسايلي چون: ترافيك، خرابي خودرو و بدي هوا و از اين قبيل؛ دليلي و توجيهي براي ديركرد خويش بيابيد. پس با يك عذرخواهي ساده، جلسه را شروع نماييد.

99ـ اگر تاخير كرديد ابتدا سعي كنيد آرامشتان را حفظ نموده و به رفع اضطرابتان بپردازيد و سپس سخن خود را آغاز نماييد.

100ـ قبل از بيان هر جمله اي، ابتدا در ذهنتان آن را بپرورانيد و سپس بر زبان جاري سازيد. اين قاعده در مواردي كه مي خواهيد كتابي را بخوانيد هم مي تواند بسيار مؤثر واقع گردد.

101ـ سفسطه بازي نكنيد و حاشيه نرويد.

102ـ از محور سخنرانيتان زياد فاصله نگيريد يا به اصطلاح از موضوع خارج نشويد.

103ـ در حين سخنراني به تنفس خود توجه كنيد. و گهگاه ريه هاي خود را با آرامش، پر از هوا نماييد.

104ـ ضمن مراجعه به فرهنگ لغت، «تلفظ صحيح كلمات» را بياموزيد، بهتر است از لهجه هاي محلي استفاده نكنيد اما زياد هم در اين مورد، حساسيت به خرج ندهيد.

105ـ از واژه هاي بسيار احساسي استفاده نكنيد، چرا كه يك واژة احساسي ممكن است شنونده ها را به يك دنياي تخيلي برده و اتصال آنها را از موضوع قطع نمايد.

106ـ از عبارات و واژه اي توهين آميز جداً پرهيز كنيد، حتي عليه منفورترين انسانهاي كرة زمين از اين گونه عبارات استفاده نكنيد. واژه هاي به اصطلاح «كوچه بازاري» را نيز به كار نبريد.

107ـ حتي المقدور از لغات مهجور و فني استفاده نكنيد، مگر اينكه در جمع متخصصين آن دانش فني قرار گرفته باشيد.

108ـ اگر قرار است به دفعات براي يك جمع ثابت، سخنراني كنيد. در جلسه اول همة اطلاعات خود را تخليه نكنيد. به اصطلاح همه چيز را در دايره نريزيد، و براي جلسات بعد هم، مطالبي ذخيره نماييد.

109ـ احساسات مثبت خود را كتمان نكنيد. اما بر احساسات منفي خود مسلط باشيد.

110ـ نگاه خود را در فضا رها نسازيد بلكه دقيقاً به چشم افراد بنگريد.

111ـ تبسم را فراموش نكنيد.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA ی تصویری

مقالات