ما بودیم و شهیدان، این گل های بی خزان بوستان ایمان، که در پاییز هم طراوت بهار را داشتند.

ما بودیم و لاله های گلچین شده، که به مهمانی خدا رفتند،

ما بودیم و جانبازان، این زخمیان تیغ شهادت و اسماعیل های از مِنا برگشته.

ما بودیم و شهیدان، این گل های بی خزان بوستان ایمان، که در پاییز هم طراوت بهار را داشتند.

ما بودیم و لاله های گلچین شده، که به مهمانی خدا رفتند،

ما بودیم و جانبازان، این زخمیان تیغ شهادت و اسماعیل های از مِنا برگشته.

شهیدان در کربلای ایران، حسین گونه با خدا معامله کردند و سرافراز شدند و در بزم حضور، از دستِ ساقیِ ملکوت، جام شهادت نوشیدند و بر سفرة عاشورا، مهمان ابا عبدالله (ع) شدند.

شهدا، در کربلای حماسه و شهادت، ندای دعوت حسینی را با گوشِ دل شنیدند و با پای جان به ضیافت نور شتافتند، خلوص، رنگ جهادشان بود و ایثار، نشان ایمانشان.

پاکبازان شهید، از فُرات عشق، و زمزمِ ایمان سیراب شدند و نقدِ جان در کفِ اخلاص گرفته، با جهاد و شهادت، به محضر خداوند، بار یافتند.

پاسخگویان دعوتِ حسینِ زمان در کربلای خونین ایران، طومار زندگی خود را با خون امضا کردند و نماز سرخ عشق را با سلام شهادت به پایان رساندند.

شهدا، با تکبیر ایمان، در «محراب جبهه» به «نماز عشق» ایستادند و «قنوت قرب»  شأن به «سلام شهادت» متصل شد و اسماعیل گونه در قربانگاه حق و صدق، فدای قرآن شدند و به عاشوراییان پیوستند.

در مکتب سرخ شهادت، قلم «سلاح» است و سرمشق ها «خط خون» و جبهه، «کلاس درس» و حسین، «آموزگار شهادت».

شما شهیدان، دیباچة شرفید، نامتان، نگین زینت بخش حلقة عاشقان است.

شما، شمع جمع مایید، فروغ بی انتهایید، زندة جاوید شمایید، تفسیر حیاتید، پشتوانة انقلابید، شفیع مایید.

هر کوچه که به نام شما آذین یافته، عطر شهادت دارد.

هر معبری که تصویر شما بر آن نقش بسته، آگهی «بهشتی شدنِ» شماست.

هر دفتری که یادی از شما را در بردارد، گلبرگ صداقت و ایثار است.

«مطهّری»، که طهارت بخش اندیشه ها و جان ها بود، به دیدار حق شتافت،

«مفتح»، که فتحی دیگر کرده بود و گشایندة راهی نو در ذهن نسل انقلابی مسلمان بود، شهید شد.

«قاضی طباطبایی»، سنگردار انقلاب در تبریز، به لقاء الله پیوست.

«بهشتی مظلوم»، که سیدالشهدای انقلاب ما بود، با 72 تن از یارانش در کربلای حزب جمهوری اسلامی، به شهادت رسید.

«رجایی» ، رئیس جمهور شهیدمان، که رجای این امّت بود، ما را به سوگی دردمندانه نشاند،

«باهنر»، که هنر خوب زیستن و خوب مردن را در تشیع آموخته بود، به شهید بهشتی پیوست.

«چمران»، سردار بزرگ اسلام، نیز غمی دیگر بر دل ما گذاشت،

«قدوسی»، که همیشه راه قدس و تقوا نشانمان می داد، شهید «داد» شد و به ملأ اعلی پیوست،

«مدنی»، مردی از مدینة ایمان، شهید نماز خونین عشق، در محراب جمعه معراج کرد،

«هاشمی نژاد»، که زبان گویای اسلام و پیام رسان خون شهیدان بود، به دیار یار، سفر کرد،

«دستغیب»، آموزگار اخلاق و وارستگی، در راه نماز جمعه، به عرش پرواز نمود،

«ربانی شیرازی»، در یک هجرت، جهت نگهبانی از قانون و شریعت، جان خود را فدا کرد،

«صدوقی»، که مظهر صداقت و صفا بود، به ملکوت خدا رفت،

«اشرفی اصفهانی»، که شرافت آموز ما و شرف بخش دین بود، شهید شد.

صبر بهشتی مظلوم، کوه ها را از جای می کند.

تحمل شهید رجایی، در کلمه نمی گنجید.

خروش افشاگرانة هاشمی نژاد، هرگز نمی خفت و فرو نمی نشست.

تلاش های صادقانة صدوقی، قطع نمی شد.

«عرفان مدنی» و «تزکیة دستغیب» و «استواری اشرفی» زبانزد بود.

در نماز عشق، خدا را خواندند و در سجدة خون، بهشت طلبیدند و بهشتی شدند.

روحشان در جوار خدا و راهشان پیش پای ماست.

شهدا، در کربلای جبهه ها، حسین گونه با خدا معامله کردند و سرافراز شدند، قامت استوارشان در خون نشست تا قامت اسلام و انقلاب، استوار بماند.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA ی تصویری

برنامه های آینده:

    پرسش و پاسخ

    آخرین پیام های پاسخ داده شده:

    صفحه‌ها

    مقالات