اي مهربان! نام تو را نردباني كرده ام براي رسيدن به بام تو كه محلِ نزولِ بارانِ رحمت است، از اين همه باران، در پي آن دو قطره اشكم كه نزديك ترين فاصله ميان من و توست و آن، نقطة عجز من است؛ عجزي نه به خاطر تأخير در اجابت تو، بلكه تصوّرِ ناتواني ام از دريافتت، آن هنگام كه از نالايقيِ من، روي رحمتت را از من باز مي داري و قهر تو را با تمامِ گنه كاري ام، در نفس هايم حس مي كنم.

آنجا كه لذت عبادت را درك نمي كنم و پرندة حواسم در هنگام نيايش تو از اين شاخه به آن شاخه مي پرد، باغ خشكيدة روحم هزار دانة خُفته دارد كه در انتظار رويشِ به سمت توست. تنها، نسيمي از تو، براي رُفتن اين همه برگ خشكِ پاييزيِ وجودم كافي است.

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA ی تصویری

برنامه های آینده:

    پرسش و پاسخ

    آخرین پیام های پاسخ داده شده:

    صفحه‌ها

    مقالات