«بس نكته» با تو گويم شايد نديده باشي     تا دسته دسته نرگس زين باغ چيده باشي.

آنچه پيش رو داريد نكته هايي است درباره سخنوري و مجموعه اي است نسبتاً نو، متنوع و خواندني كه به زيور قلم آراسته ايم و با عنوانهاي زيرين به نگارش درآورده ايم:

تعريف سخنراني؛                  نكات هنگام سخنراني؛

اهداف سخنراني؛                  مواد سخنراني؛

عوامل مؤثر در سخنراني؛              نكات پايان سخنراني؛

اصول سخنراني؛                       نكات پس از سخنراني؛

نكات پيش از سخنراني؛                    شرايط سخن؛

نكات آغاز سخنراني؛                  شرايط سخنران؛

آفات سخنراني؛                       آداب سخنراني؛

پيش از مطالعة نكته هاي مربوط به سخنوري، نكته هاي زير را نيز مطالعه نماييد:

كوشيده ايم كه نكته ها را به صورت كوتاه بازگو نماييم و درازگستر نسازيم.

استفاده از آيات، روايات، سخنان بزرگان دين و دانش، اشعار، خاطره ها، تجربه ها و مانند آن را، بيشتر براي فرصتي ديگر و بهتر گذاشته ايم.

تلاش كرده ايم تا آنجا كه امكان يا توان داشته ايم هر نكته اي را با مثال و نمونه همراه كنيم تا افزون بر نگارش علمي، قلمي كاربردي را نيز به كار برده باشيم.

قلم را به گونه اي چرخانده ايم تا نگاشته هاي آن خواندني و از دسته بندي و نظمي منطقي و البته نسبي برخوردار باشند.

در اين نگاشته از نگاشته هاي ديگران نيز بي بهره نبوده ايم كه سپاس و قدرداني خويش را به محضر همة آنان تقديم مي داريم.

حسن ختام اين نكته ها را اين نكته از حضرت امام خميني (قدس سرّه) قرار مي دهيم: «ممكن است دستهاي ناپاكي با سم پاشيها و تبليغات سوء، برنامه هاي اخلاقي و اصلاحي را بي اهميت وانمود كرده، منبر رفتن براي پند و موعظه را با مقام علمي مغاير جلوه دهند... امروز در بعضي از حوزه ها شايد منبر رفتن و موعظه كردن را بي اهميّت بدانند، غافل از اينكه حضرت امير(ع) منبري بودند و در منابر، مردم را نصيحت فرموده، آگاه، هوشيار و راهنمايي مي كردند. ساير ائمه(ع) نيز چنين بودند.[1]»

تعريف سخنراني

  1. سخنراني فن و هنري است كه از راه ارائة دليل و برانگيختن عواطف، بر مخاطبان و شنوندگان خود تأثير مي گذارد و آنان را به سوي موضوع و هدفي خاص راهنمايي و براي آن زمينه سازي مي كند.
  2.  همان گونه كه در تعريف بالا ديديد، سخنراني، راهنمايي مخاطب به سوي «هدفي خاص» است كه بايد براي آن «زمينه سازي» كرد. بنابراين، شما در هر سخنراني بايد هدفي خاص را دنبال كنيد و وظيفة خود را «راه نشان دادن» بدانيد.
  3. با توجه به تعريف سخنراني بايد توجه داشته باشيد كه سخنراني هم «فن» است و هم «هنر» پس به «دانش» و «ذوق» نياز داريد. از اين رو، دانش و ذوق دو ابزار مهم در سخنوري هستند كه شما بايد خود را به اين دو ابزار مهم تجهيز كنيد و روز به روز، بر «دانش سخنوري» و «ذوق سخنوري» خويش بيفزاييد.
  4. با توجه به تعريفي كه براي سخنراني شد، شما در سخنراني خود بايد دو كار مهم را انجام دهيد: يكي ارائة دليل و ديگري برانگيختن عواطف، در وهلة اول بايد بر «عقل» مخاطب خود و در وهلة دوم بر «احساسات» او تأثير بگذاريد. و بايد دانست هر سخنراني اي كه اين«تأثيرگذاري» را نداشته باشد، سخنراني نيست و گويندة آن نيز سخنران نيست.

اهداف سخنراني

  1. سخنراني بدون هدف، خانه ساختن بدون نقشه است. نبايد به گونه اي سخنراني كنيد كه شنوندگان شما پس از پايان سخنراني تان بگويند: «سخنانش زيبا و جالب بود، اما نفهميديم هدفش از بيان اين مطالب چه بود.» يكي از علتهاي اين موضوع، داشتن معلومات بدون نظم است كه هر چه زودتر بايد مطالب را منسجم و منظم كرد.
  2. اهداف اصلي و نهايي در سخنوري دو چيز است:

الف: اقناع يا قانع كردن مخاطب كه آن را با آوردن دليل و برهان انجام مي دهيد.

ب: ترغيب يا برانگيختن مخاطب كه آن را با تحريك عواطف و احساسات به فرجام مي رسانيد. به طور مثال، گاه موضوع و محتواي سخنراني شما در زمينة مسائل عقيدتي است. در اين صورت، بايد با دليل و استدلال، مخاطب خود را قانع كنيد. و گاه موضوع و محتواي سخنراني شما در زمينة كمكهاي مالي براي امور خيريه است. در اين صورت بايد تحريك عواطف، مخاطب خود را برانگيزانيد.

  1. براي قانع كردن شنوندگان مي توانيد از دليلهاي نقلي مانند «آيات و روايات» و از دليلهاي عقلي مانند «اجتماع نقيضين محال است» و از دليلهاي علمي مانند «هر عملي عكس العملي دارد» استفاده كنيد. البته، هر نوع دليلي بايد متناسب با موضوع و مخاطب خود باشد. به طور مثال، چنانچه مخاطب شما به اسلام عقيده اي ندارد، نمي توانيد از دليلهاي نقلي استفاده نماييد، بلكه بايد به دليلهاي عقلي و علمي روي آوريد.
  2. هنگام دليل آوردن و استدلال كردن حتماً سطح فكري و علمي شنوندگان خود را در نظربگيريد. اگر مخاطبان شما كودكان و نوجوانان هستند، از دليلهاي آسانتري استفاده نماييد. چنانچه مخاطبانتان دانشگاهيان هستند، دليلهاي علمي تري را به كار گيريد؛ ولي هيچ گاه از دليلهاي سست و غيرمنطقي ـ اگرچه قانع كننده نيز باشند استفاده نكنيد؛ زيرا با رشد فكري و علمي مخاطبان و به مرور زمان دست شما رو خواهد شد.
  3. هيچ گاه از شعر و قصه و مانند آن، به عنوان «دليل» استفاده نكنيد؛ زيرا از نظر منطقي و فلسفي، چنين استفاده اي صحيح نيست؛ بلكه از آنها به عنوان «شاهد» بر دليل «مؤيد»آن استفاده نماييد. مثلاً براي «مدارا كردن با دشمن» نمي توانيد به اين شعر «حافظ» استناد كنيد: «آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است/با دوستان مروّت با دشمنان مدارا»؛ زيرا ممكن است طرف مقابل شما براي «مدارا نكردن با دشمن»، به اين شعر«سعدي» استناد نمايد: «امروز بكُش، چو مي توان كُشت/كاتش چو بلند شد، جهان سوخت/مگذار كه زه كند كمان را/دشمن كه به تير مي توان دوخت»؛ در حالي كه برخورد با دشمن مراحل گوناگوني دارد كه گاه مداران كردن و تساهُل ورزيدن است و گاه مدارا نكردن و خشونت ورزيدن است.
  4.  درجة برانگيختن احساسات و عواطف مخاطبان، بايد با درجة اهميت موضوع متناسب باشد. به طور مثال، بايد براي كمكهاي مالي ده هزار توماني، ده درجه شورانگيزي و براي كمكهاي مالي صدهزار توماني، صد درجه شورانگيزي كنيد. يا مثلاً ترغيب براي رفتن به خط مقدم جبهه و شركت در عمليات، امكان دارد شورانگيزي بيشتري بخواهد، و تشويق براي كمك به پشت جبهه، ممكن است شورانگيزي كمتري نياز داشته باشد.
  5.  در برانگيختن احساسات و عواطف مخاطبان، «زمان شناسي» و «قدرشناسي» لازم است كه در چه زماني بايد شورانگيزي كنيد و به چه مقداري بايد حرارت به كار بريد. به طور نمونه، غالباً نبايد در مقدمة سخن و بدون مقدمه، به برانگيختن و شورانگيزي بپردازيد و از همان آغاز، صداي خود را بلند كنيد و حنجرة خود را آزرده سازيد و در پايان نيز، با گرفتگي صدا به سخنان خود پايان دهيد.
  6.  در برانگيختن احساسات و عواطف، اقتضاي حال شنونده را نيز بايد در نظر بگيريد؛ براي عوام نوعي شورانگيزي بايد بكنيد و براي خواص نوعي ديگر، براي زنان و جوانان نوعي برانگيزي بايد بكنيد و براي مردان و پيرمردان نوعي ديگر. مثلاً براي اعزام جوانان به جبهه، بايد از رشادتهاي«حضرت علي اكبر(ع)» و براي اعزام پيرمردان به جبهه، بايد از رشادتهاي «حضرت حبيب بن مظاهر(ع)» بگوييد، و براي حفظ خون شهدا، بايد از صبر و پيام رساني «حضرت زينب (ع)» سخن به ميان آوريد.
  7.  براي برانگيختن احساسات و عواطف شنوندگان، حتماً به «ادبيات» ، «هنر» ، «شرح زندگاني پيشوايان و بزرگان» و مانند آن روي آوريد. گاه به خواندن دو بيت شعر مي توانيد جمعيتي را منقلب سازيد و آنان را برانگيزانيد. مثلاً اگر در زمينة «ايثار جان» و «نثارجان»مي خواهيد سخن بگوييد، دو بيت زير مي تواند عده اي را منقلب كند و برانگيزاند:

اگر مرد رهي ميان خون بايد رفت         از پاي فتاده سرنگون بايد رفت

تو پاي به راه در نه و هيچ مپرس             خود، راه بگويدت كه چُون بايد رفت

عوامل مؤثر در سخنراني

  1. اگر در آغاز راه هستيد، به خود تلقين كنيد كه هم مي توانيد سخنراني نماييد و هم مي توانيد سخنوري موفق باشيد. مثلاً اين جمله را بارها و بارها در قلب يا بر زبان خود جاري كنيد: «من مي توانم سخنراني كنم و سخنوري موفق باشم؛ حتماً من مي توانم سخنراني كنم و سخنوري موفق باشم؛ قطعاً من مي توانم سخنراني كنم و سخنوري موفق باشم».
  2.  چنانچه احساس مي كنيد كه جرأت سخن گفتن در برابر جمعيتهاي بسيار را نداريد، مدتي در برابر جمعيتهاي اندك سخنراني نماييد تا اين جرأت در وجود شما جوانه بزند. به طور نمونه، ابتدا در مهمانيها، ميان دوستان و خويشاوندان، و جلسات خانگي، سخنراني كنيد تا بتوانيد در دانشكده ها، دانشگاهها، مساجد، حسينيه ها، مدارس مذهبي و سياسي و اجتماعي سخنوري نماييد.
  3. برخي بر اين عقيده اند كه سخنوران تازه كار بايد سخنراني خود را قبلاً در برابر آينه اي بزرگ تمرين كنند و آن را حك و اصلاح نمايند تا بتوانند در آينده، سخنوري موفق شوند.
  4.  سخنراني موثر آن است كه از دل و باور گويندة آن سرچشمه گرفته باشد تا به دل و باور شنونده نفوذ كند؛ زيرا آنچه كه از دل برآيد، لاجرم بر دل نشيند. مثلاً چنانچه خطيبي خطاب به دانشجويان مي گويد: «دانشجويان عزيز! باور كنيد هر دعايي با شرايطش مستجاب مي شود»، آيا خودش در قلبش اين گفته را باور دارد، يا اينكه چون چند باري دعاي خودش مستجاب نشده است، اين گفته را فقط بر زبان جاري مي كند، ولي قلباً آن را باور ندارد.
  5.  سعي كنيد در سخنرانيهاي خود، حسن نيت داشته و خيرخواه و دوستدار شنوندگان خود باشيد تا سخنان شما در آنان تأثير مثبت و بيشتري بگذارد. في المثل، با مخاطبان خود به گونه اي كه گفته شد باشيد، تا چنانچه براي انجام دادن كار خيري از آنان كمك مالي خواستيد، شما را در اين امر ياري نمايند، نه اينكه احساس كنند از آنها سوء استفاده مي كنيد.
  6.  اطلاعات علمي و عمومي خود را افزايش دهيد تا در كار سخنراني موفقتر باشيد. به طور نمونه، چنانچه مي خواهيد در زمينة «بهداشت» سخنراني كنيد، شايسته است كه مقداري اطلاعات «پزشكي» داشته باشيد و يا مثلاً بدانيد كه «ابوعلي سينا» و «پاستور» چه كساني بوده و چه كارهايي كرده اند. و در صورتي كه مي خواهيد براي «دانشگاهيان»سخن بگوييد، خوب است كه هر مقطع دانشگاهي چه نام دارد، چند سال است و داراي چند واحد و ترم است.
  7.  سخنران بايد نخست خودش نسبت به محتواي سخنانش علاقه مند و پاي بند باشد تا سخنانش در ديگران نيز اثر كند. مثلاً اگر به مردم مي گويد: «اي مردم! ساده زندگي كنيد و از تجمل گرايي پرهيز نماييد»، خودش بايد زندگي به دور از تجملات و ساده اي داشته باشد، نه اينكه در خانه اي شيك و گران زندگي كند و روي فرشهاي قيمتي راه برود و با اتومبيلي خارجي و مدل بالا رفت و آمد نمايد.
  8.  در سخنراني از موضوعات، مواد و مطالبي استفاده كنيد كه مورد نياز و ابتلاي شنوندگان باشند. در اين صورت، سخنان شما نافذتر خواهد بود. براي مثال، سخن گفتن از جن و پري و علم ستاره شناسي و مباحث عميق فلسفي و عرفاني چندان مورد نياز و ابتلاي عموم شنوندگان در اين زمان نيست. ولي معمولاً سخن گفتن از مسائل فرهنگي و اخلاقي و اجتماعي، مورد نياز و ابتلاي آنان است.
  9.  رابطة روحي و عاطفي سخنران با شنوندگان در موفقيت او تأثير بسزايي دارد. اگر مي خواهيد اين رابطه برقرار شود، از ژرفاي دل و از روي اخلاص و با صداقت سخن بگوييد.

براي حفظ خلوص خود چنانچه در جايي به چند جوان مجرد كمك فكري و مالي كرده ايد تا ازدواج كنند، در سخنرانيهاي خود نگوييد: «من چنين كاري كرده ام»، بلكه بگوييد: «يكي از سخنوران چنين كاري كرده است». يا در صورت امكان، محل سخنراني خود را زود ترك ننماييد، بلكه براي رسيدگي به مشكلات و گوش دادن به درد دل آنان، مدتي در آنجا بمانيد.

  1. براي اينكه سخنراني شما تأثير بيشتري داشته باشد، به كلي گوييهاي صرف بسنده نكنيد؛ بلكه به جزئيات و مصاديق و مثالهاي آن نيز روي بياوريد. به طور نمونه، اگر به مخاطبانتان مي گوييد: «آداب اجتماعي و اخلاقي را رعايت كنيد» به آنها نيز بگوييد «ريختن آب دهان و خالي كردن بيني در خيابان و دست در بيني كردن در حضور ديگران برخلاف آداب اجتماعي و اخلاقي است.»
  2. استفاده از جملات و كلماتي نظير «شايد»، «گويا»، «احتمال دارد» و «ممكن است»،تأثير و نفوذ سخن شما را كم مي كند. مثلاً به جاي اينكه بگوييد: «اي مردم! اگر در مراسم نماز باران شركت كنيد، ممكن است باران بيايد»، بگوييد: «اي مردم! در مراسم نماز باران شركت كنيد تا باران بيايد». يا به جاي اينكه بگوييد: «دانشجويان گرامي! چنانچه در اين جلسه شركت كنيد، شايد مسئولان دانشگاه نيز به ما كمك نمايند». بگوييد:«دانشجويان گرامي! در اين جلسه شركت كنيد تا مسئولان دانشگاه نيز به ما كمك نمايند.»
  3. يكي از راههاي يادگيري فن سخنوري و موفقيت در آن، شركت در جلسات سخنوران موفق است تا از هر سخنوري نكته اي را فرا بگيريد؛ كيفيت و كميّت سخنش را بسنجيد؛ چگونگي ورود وي در مباحث گوناگون و خروج از آن را مشاهده كنيد؛ حالات، حركات و سَكَنات او را بر كرسي سخن در نظر داشته باشيد و سپس آنها را در سخنرانيهاي خودتان به كار بنديد.
  4.  سعي كنيد با سخنوران مشهور و خبره ارتباط نزديك داشته باشيد و با آنان مشورت و از تجربياتشان استفاده نماييد؛ زيرا غالباً تجربه ها در جايي نوشته نمي شوند، و پس از چندين سال تلاش هميشگي و خستگي ناپذير به دست مي آيند. از اين رو، گاه كسب يك تجربه در فن سخنوري مي تواند در موفقيت شما نقش بسزايي داشته باشد. مثلاً اين تجربه كه در هنگام سخنراني بايد از عادتهاي نامطلوب، مانند بازي كردن با موهاي صورت، پرهيز كرد، مي تواند نقش مؤثري در تمركز حواس شنوندگان داشته باشد.
  5.  اگر مي خواهيد سخنوري موفق باشيد، از موضوعاتي استفاده كنيد كه بر مباحث آن كاملاً تسلط و در آن مطالعات و معلومات كافي داريد. في المثل، چنانچه بر موضوع «توحيد در شعر حافظ» 90% تسلط داريد، ولي بر موضوع «توحيد در شعر مولوي» 70% تسلط داريد، حتماً موضوع اول را برگزينيد.
  6. شخصيت شما و قدر و منزلتي كه نزد افكار عمومي داريد، در تأثير سخنراني تان كاملاً نقش دارد. بنابراين، مواظب باشيد كه با گفتاري ناپسند و يا رفتاري ناشايست، شخصيت و قدر و منزلت خويش را نزد مردم لكه دار نكنيد. گاهي گفتن يك لطيفة ركيك يا يك جملة سخيف، مي تواند شخصيت شما را زير سئوال ببرد و سخنانتان را كم تأثير و يا حتي بي تأثير نمايد.
  7.  در صورتي كه مي خواهيد سخنوري موفق و جذاب باشيد؛ هم سخن خوب بگوييد و هم خوب سخن بگوييد. براي موفقيت در امر اول، بايد از مواد و مطالب خود بهره بگيريد. و براي موفقيت در امر دوم، بايد از ابزارها، قالبها و روشهاي خوب استفاده كنيد، مثلاً «سعدي شيرازي» در شعر «سعديا گرچه سخنران و مصالح گويي/به عمل كار برآيد به سخنران نيست»، هم سخن خوبي گفته است كه انسان بايد به گفته هاي خويش عمل نمايد، و هم خوب سخن گفته است كه سخن خوب خود را در قالب شعري زيبا بيان كرده و از روشي فروتنانه استفاده نموده و مخاطب سخن خود را خودش قرار داده است.
  8.  در صورت امكان، از روش سمعي و بصري در سخنراني نيز استفاده كنيد و يا حداقل قسمتي از سخنراني خود را با اين روش بيان نماييد كه گفته اند: «يك تصوير گوياتر از هزار كلمه است». براي به كارگيري اين روش، استفاده از وسايلي، مانند فيلم، اسلايد، اورهد، اپك، نقشه، لوحه، تخته و تابلو مي تواند براي شما كارگشا باشد و تأثير بسزايي بر مخاطبانتان بگذاريد.
  9.  بكوشيد علاوه بر اينكه هميشه براي مخاطبان خاصي ـ مثلاً جوانان ـ سخنراني مي كنيد، براي گروههاي ديگري از مردم، مانند بزرگسالان، روستاييان، كارگران، كارمندان، بانوان، معلمان، دانشگاهيان و حوزويان، نيز سخنراني نماييد تا با تيپيهاي گوناگون در ارتباط باشيد و از افكار و خواسته هاي مختلف باخبر شويد. اين امر، شما را در كار سخنوري پخته تر و موفقتر مي كنيد.
  10.  در صورت امكان، فاصلة بين شما و شنوندگان كمتر باشد تا تأثير سخنان شما در آنان بيشتر گردد.
  11.  دفترچه و يا تقويمي را تهيه كنيد و در آن، زمان، مكان، موضوع و مخاطبان سخنرانيهاي خود و نام كساني را كه از شما دعوت كرده اند، يادداشت نماييد تا هم با فراموشي روبه رو نشويد و هم با آمادگي قبلي سخنراني كنيد.
  12.  مي توانيد براي يادگيري و به كارگيري مطالب جالب و كلمات و جملات زيبا دفتري را تهيه نماييد و آنها را در آن دفتر يادداشت كنيد تا هنگام سخنراني و به تناسب موضوع و محتواي سخن از آنها استفاده نماييد. براي آساني كار و صرفه جويي در وقت، بهتر است كه اين دفتر را از نوع «دفتر كلاسور» انتخاب كنيد و آن را به صورت «موضوعي» تنظيم نماييد و موضوعات آن را به ترتيب الفبايي در دفتر قرار دهيد. به طور مثال، مطالب و جملات اخلاقي را در قسمت«اخلاق»، مطالب و جملات تربيتي را در قسمتي «تربيت» ، مطالب و جملات عرفاني را در قسمت «عرفان» و مطالب و جملاتي قرآني را در قسمت «قرآن»، مطالب و جملات عرفاني را در قسمت «عرفان» و مطالب و جملات قرآني را در قسمت «قرآن»، مطالب و جملات ادبي را در قسمت «ادبيات» و مطالب و جملات هنري را در قسمت «هنر» قرار دهيد و به ترتيب الفبايي و بدين گونه تنظيم كنيد:

اخلاق؛

ادبيات؛

تربيت؛

عرفان؛

قرآن؛

هنر.

  1. هميشه برگه هاي يادداشت و فيشهايي را همراه خود داشته باشيد تا هنگامي كه به مطالبي جالب، سخناني جذاب و اشعاري زيبا برخورد كرديد، بتوانيد بدون درنگ و دشواري، آنها را يادداشت كنيد و سپس در سخنرانيهايتان به كار گيريد. مثلاٌ از كنار خياباني عبور مي كنيد و بر ديوار آن، اطلاعيه اي را مي بينيد كه اين اشعار در آن نوشته شده اند:

من نمي دانم كه اسلام از كجاست

من نمي دانم كه ايمان از كي است

هر كسي دنبال چيزي مي رود

كز نخستين روز دنبال وي است

من «خميني» را ستايم زانكه او

هم »خُم»است و هم «مي» است و هم «ني» است

شما در اين هنگام، برگه اي را بيرون بياوريد و اين اشعار را در آن يادداشت كنيد تا در فرصتي مناسب، مثلاً در شب سالگرد ميلاد امام خميني «قدس سره»، از آنها استفاده نماييد.

  1. در مواردي كه به مدتي طولاني ـ مثلاً يك دهة محرم يا صفر و يا يك ماه مبارك رمضان ـ سخنراني مي كنيد، در روزهاي پاياني آن از مخاطبان خود بخواهيد تا نظريات، پيشنهادها و انتقادهايشان را نسبت به سخنانتان از جهات گوناگون به شما منتقل نمايند. مثلاً در شب بيست و پنجم ماه مبارك رمضان برگه هايي را كه داراي سه پرسش «نكات منفي سخنراني»، «نكات مثبت سخنراني» و «پيشنهادها براي بهتر شدن سخنراني»است به دست آنان بدهيد و پاسخهاي آنان را در شب بيستم و هفتم جمع آوري كنيد و پس از مطالعة برگه ها و در شب آخر سخنراني تان، پيشنهادهاي مثبت و انتقادهاي درست را براي مخاطبان خود بيان كنيد و آنها را بپذيريد و به انتقادهاي نادرست آنان پاسخ دهيد. اين كار در بهتر شدن سخنراني شما تأثير فراواني خواهد داشت.

اصول سخنراني

  1.  يكي از اصول مهم سخنوري شناخت مخاطب است؛ زيرا رشتة سخنوري، مانند رشتة پزشكي، نوعي نسخه پيچي است و نسخه پيچي پيش از شناخت بيمار، كاري مشكل زا و گاه خطرآفرين است. اين شناخت مي تواند در ابعاد گوناگون، مانند بعد فرهنگي، اخلاقي، تربيتي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و علمي، بررسي شود و مورد تأهل قرار گيرد.مثلاً در بُعد علمي، سخنراني براي استادان حوزه و دانشگاه با سخنراني براي طلاب و دانشجويان متفاوت خواهد بود.
  2.  هنگام مطالعة «مطالب» براي تدوين محتواي سخن خود به دو چيز، خوب بينديشيد: يكي فهم مطالب براي خود و ديگري روش تفهيم مطالب براي شنوندگان خود كه گاه امر دوم از امر اول مهمتر و سخت تر است. في المثل چنانچه براي «بازاريان» و در زمينة «گرانفروشي»مي خواهيد سخن بگوييد، بايد مطالعه و فكر كنيد كه زشتي گرانفروشي را با روش مستقيم يا با روش غيرمستقيم به آنان تفهيم نماييد.
  3.  در سخنراني تان ـ جز در موارد ضرورت ـ فقط از «يك موضوع» سخن بگوييد و همان را براي مخاطبان خود خوب پرورش دهيد و پخته كنيد و از پرداخت به «موضوعات گوناگون»و با روش«كشكولي» خودداري ورزيد؛ زيرا تبيين خوب و كامل يك موضوع، از بيان ناقص چند موضوع گوناگون بمراتب بهتر و مؤثرتر است.
  4. «متنوع» سخنراني كنيد تا شنوندگان متنوع شما همگي جذب سخنان شما شوند. از راهكارهاي آن، ايجاد تنوع در مواد، ابزارها، قالبها و روشهاي سخنوري است. مثلاً چون ممكن است در ميان شنوندگان شما از اهل شعر و ادب هم حضور داشته باشند، از اشعار و قطعات زيبا هم استفاده نماييد. و يا چون احتمال دارد در ميان مخاطبانتان كودكان و نوجوانان نيز شركت كرده باشند. داستانها و خاطرات جالب را نيز بيان كنيد.
  5. كيفيت و كميت سخن خود را بر مبناي حد «متوسط» معلومات و اطلاعات و توان جسمي و فكري و روحي شنوندگان قرار دهيد.
  6. موضوع و مطالب سخنراني خود را با رعايت ويژگيهاي زير برگزينيد:

مورد علاقة گويندة؛

برخوردار از منابع كافي و معتبر؛

مورد نياز شنونده؛

متناسب با شرايط زمان؛

متناسب با شرايط مكان؛

متناسب با شرايط مخاطبان؛

برخوردار از تسلط علمي گوينده بر آن؛

مهم از نظر گوينده و شنونده.

نكات پيش از سخنراني

  1. هر يك ساعت سخنراني ممكن است چندين ساعت مطالعه لازم داشته باشد. پس تا مي توانيد، مطالعة پيش از سخنراني را فراموش نكنيد، هر چند سخنور ورزيده اي باشيد.
  2.  در آغاز راه، شايسته است كه مطالب سخنراني خود را پيش از اجرا، در خانه و يا محل ديگري تمرين كنيد. اين تمرين را يا مي توانيد در حضور جمع يا به صورت فردي انجام دهيد و يا مي توانيد آن را روي نوار، ضبط نماييد و به آن گوش دهيد و سپس نقايص و نواقص آن را برطرف كنيد تا به مرور زمان، سخنوري موفق شويد.
  3.  سخنور بايد از نظر ظاهر، مرتب و تميز باشد. از اينرو، شايسته است كه پيش از حضور در جلسة سخنراني؛ سر و وضع، چهره، يقه، عمامه و لباس خود را در آينه اي ببينيد و پس از اطمينان، به سخنوري بپردازيد؛ زيرا گاهي ممكن است موهاي سر، شانه نكرده يا يقة لباس، ورآمده يا تحت الحنك عمامه، بيرون زده و يا لكه اي جوهر يا چربي، روي لباس شما ريخته شده باشد.
  4.  پيش از سخنراني، به خود تلقين كنيد كه حامل پيامي هستيد و بايد آن را بگوييد و همه منتظر دريافت پيام شما هستند. از اينرو، ترس و اضطراب كمتري به شما روي خواهد آورد و يا حتي هيچ گونه ترس و اضطرابي به دل شما راه نخواهد يافت.
  5.  پيش از سخنراني، دربارة آن بينديشيد كه چگونه آن را آغاز كنيد؛ چگونه آن را ادامه دهيد و چگونه آن را به پايان بريد و به طور كلي چگونه آن را بيان نمايد، به طور مثال، آيا سخنراني خود را با آيه اي از قرآن يا حديثي از معصومان عليهم السلام و يا چند بيت شعر آغاز كنيد؟ و آيا اين آيه يا حديث و يا شعر، مي تواند كدام آيه يا حديث و يا شعر باشد؟
  6.  براي سخنراني خود، طرح مناسب و چارچوب داشته باشيد و پيش از سخنراني، آن را براي خود ترسيم كنيد تا در هنگام سخنراني، مطالب را فراموش ننماييد.
  7.  براي پاسخگويي به پرسشهاي احتمالي شنوندگان قبلاً خود را آماده كنيد. اين پرسشها را مي توانيد خودتان با تفكر در موضوع يا با مشورت با صاحب نظران در آن موضوع يا با مراجعه به كتابها و منابع نوشته شده در آن موضوع و يا حتي با كمك گرفتن از خود شنوندگان بيابيد.
  8.  قبل از سخنراني دقت نماييد كه اگر نكته اي مبهم و تاريك در محتواي سخنراني شما وجود دارد، آن را روشن و يا حذف كنيد.
  9.  پيش از سخنراني استراحت داشته باشيد و از خوردن غذا به حد اشباع بپرهيزيد تا با شكمي پر و انباشته از غذا سخنراني نكنيد و از خوردن چيزهايي مانند «نوشابه»  خودداري ورزيد تا مبادا هنگام سخن گفتن آروغ بزنيد.
  10.  شايسته است كه چند دقيقه اي پيش از وقت، به محل سخنراني خود برويد و از آنجا ديدن كنيد تا از كيفيت و كميت محل سخنراني و شنوندگان خويش مطلع شويد.
  11.  پيش از سخنراني، تا حدي كه مي توانيد، از شرايط فرهنگي، اخلاقي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي شنوندگان خود آگاه شويد و سخنراني خود را با توجه به آن شرايط ايراد نماييد. به طور نمونه، اگر مخاطبان شما داراي شرايط اقتصادي و مالي خوبي نيستند، از آنان ـ براي امور خيريه و مانند آن ـ كمكهاي مالي سنگين و يا حتي هيچ كمك مالي را درخواست نكنيد.
  12.  در صورت لزوم، پيش از سخنراني، نقشه، لوحه، فيلم، اسلايد، اورهد و مانند آن را آماده كنيد تا زمان سخنراني شما با انجام دادن اين گونه كارها تلف نشود.
  13.  در صورتي كه پيش از سخنراني شما كس ديگري نيز سخنراني مي نمايد، سعي كنيد چند دقيقه زودتر از موعد مقرر خودتان، در محل سخنراني حاضر شويد تا از موضوع و محتواي سخنان او آگاه شويد. با اين كار، هم به اين سخنران احترام گذاشته ايد، و هم از تكرار موضوع و مرثيـه بـراي شنـونـدگان خود دوري جسته ايد.
  14.  براي آرامش بيشتر در سخنراني، پيش از سخن گفتن چند نفس عميق بكشيد.
  15.  پيش از سخنراني صداي بلندگو را آزمايش و تنظيم نماييد و فاصلة مناسب خود با آن را در نظر بگيريد و تلاش كنيد تا صداي نابهنجار و يا سوت دلخراش از آن توليد نشود، مثلاً دهان خود را به ميكروفون نچسبانيد.
  16.  در صورت امكان، از بانيان و برگزاركنندگان مجلس سخنراني خود بخواهيد كه هنگام سخنراني شما از دادن آب، چاي، خرما، حلوا، شيريني و مانند آن، به شركت كنندگان خودداري ورزند تا تمركز حواس شما و آنان از بين نرود و كنترل مجلس نيز به هم نخورد.
  17.  سخنراني خود را با نام و حمد خدا و درود و سلام بر پيامبر محبوب خدا(ع) و خاندان او و بويژه امام زمان(ع) و نفرين بر دشمنان آنان آغاز كنيد. مثلاً چنين بگوييد: «بسم الله الرَّحمن الرًَحيم، الحَمدلله رَبَّ العالَمين، ثُمَّ والسَّلامُ عَلي سَيّدنا و نَبيّنا اُبِي القاسِمِ مُحَمَّد وعَلي أهلُ بَيتِهِ الطيِبينَ الطّاهِرين سِيَّما بَقِيَّهِ اللهِ في للاُرَضين ولَعنَهُ اللهِ عَلي اُعدآئِهِم أجمَعين مِنَ الآنَ إلي قِيامِ يُومِ الدّين».
  18.  مي توانيد پس از ياد كردن نام و ستايش خدا و درود بر پيامبر(ص) و خاندان او (ع) آيه و يا حديث و يا شعري را كه با محتواي سخن شما ارتباط و تناسب دارد، در آغاز سخنراني خود بخوانيد. مثلاً اگر موضوع و محتواي سخنتان دربارة «دعا» است، مي توانيد اين آيه را بخوانيد:«وقال رَبُّكّم استَجِبِ لَكم... پروردگارتان گفت: شما بخوانيد مرا، من هم اجابت مي كنم شما را».
  19.  شايسته است كه در آغاز سخنراني تان، موضوع و طرح و چهارچوب بحث و سخن خود را براي شنوندگان بيان كنيد. مثلاً چنين بگوييد: «بحث امروز ما دربارة اخلاص است كه عنوانهاي آن عبارتند از: تعريف اخلاص، ارزش و اهميت اخلاص، آثار و فوايد اخلاص، اقسام اخلاص، مراحل اخلاص، ويژگيهاي مخلصان و...»
  20.  گاهي با خواندن يك يا چند بيت زيباي شعر در آغاز سخنراني تان، مي توانيد جذابيت خاصي به سخنراني خود بدهيد. مثلاً اگر در مجلسي براي «جانبازان» و «خانواده» هاي آنان سخن مي گوييد، مي توانيد زبان حال آنان را اين گونه بازگو كنيد:

اگر داغ دل بود ما ديده ايم

اگر خون دل بود ما خورد ه ايم

اگر دل دليل است آورده ايم

اگر داغ شرط است ما برده ايم

  1. براي آغاز سخنراني خود، عبارات و جملات مناسب و زيبايي انتخاب كنيد. مثلاً چنانچه موضوع سخنراني شما دربـارة «شهادت» است، مي توانيد اين جمله را بگوييد: «خون جامه را ناپاك، اما جامعه را پاك مي كند.»
  2.  گاهي بيان يك داستان جالب و زيبا در آغاز سخنراني، بسيار مؤثر خواهد بود و جلب توجه خواهد نمود. به طور نمونه، چـنانچه مـوضوع سخنـراني شمـا «استفاده از روش غيرمستقيم در تعليم و تربيت» است، مي توانيد داستان وضوگرفتن امام حسن و امام حسين (ع) را، در حضور پيرمردي كه اشتباه وضو مي گرفت، بيان كنيد.
  3. گاهي مي توانيد سخنراني خود را با طرح يك سئوال آغاز نماييد تا هم توجه شنوندگان را به سخنان خود جلب كنيد و هم آنان را در سخنراني تان شريك سازيد. مثلاً چنانچه موضوع سخنراني شما دربارة «توبه» است مي توانيد در آغاز آن، اين سئوال را مطرح نماييد: «توبه و شرايط آن چيست و آيا توبه در آخر عمر پذيرفته مي شود يا نه؟
  4. در ابتداي سخنراني خود، ارزش و اهميت موضوع سخنراني تان را براي شنوندگان خويش بيان كنيد تا به آن علاقه مند شوند و به سخنان شما تا پايان سخنراني تان گوش فرا دهند. به طور مثال، چنانچه موضوع سخنراني شما دربارة «تقوا» است، در آغاز سخنراني خود، به ارزش و اهميت «تقوا» از نظر قرآن، از نظر معصومان (ع)، از ديدگاه حضرت امام خميني رحمت الله و مقام معظم رهبري ـ مدّظلّه العالي ـ و علماء و دانشمند ان بپردازيد.
  5. سعي كنيد در همان آغاز، بر مجلس سخنراني تان مسلط شويد. گاه با خواستن يك يا چند صلوات از جمعيت شنوندگان، مي توانيد اين كار را انجام دهيد.
  6.  گاهي در آغاز برخي از سخنرانيها خوشامدگويي به شنوندگان لازم است. به طور نمونه، مي توانيد چنين بگوييد: «به همة حضاري كه به اين مجلس تشريف آورده اند، عرض سلام و خوشامدگويي دارم. اميدوارم ثوابي از اين مجلس، در پروندة اعمال ما و شما ثبت و ضبط شود.»
  7. بايد در كيفيت و كميّت مقدمة سخنراني خود دقت نماييد. مثلاً كميّت مقدمة سخنراني تان نبايد آن قدر طولاني شود كه فرصت چنداني براي بيان اصل سخنراني تان باقي نماند.
  8. همة قواي خود را در مقدمة سخنراني تان به كار نبريد، بلكه براي بقية سخنراني خود نيز ذخيره نگاه داريد. از اينرو، در همة سخنراني خويش بايد از حدّت و حرارت به خرج دادن خودداري كنيد تا براي ادامة سخنراني تان، با خستگي روبه رو نشويد و حنجرة شما توانايي سخن گفتن را نيز داشته باشد.
  9. در آغاز سخنراني، از مطالبي كه مورد قبول و توافق ميان شما و شنوندگانتان است، استفاده كنيد تا آنان، در همان آغاز، نسبت به شما و محتواي سخنراني تان علاقه مند شوند و موضعگيري منفي نكنند. مثلاً اگر براي كساني سخن مي گوييد كه «ولايت فقيه» را قبول دارند، اما دربارة «حدود و اختيارات وليّ فقيه» سئوالات و شبهاتي دارند، شما در آغاز سخنان خود، از «ارزش و اهميت ولايت فقيه» و سپس از «آثار و فوايد ولايت فقيه» و آن گاه از «شرايط وليّ فقيه» و در پايان سخنانتان، از «حدود و اختيارات وليّ فقيه»سخن بگوييد.

نكات هنگام سخنراني

  1. در جايي بايستيد يا بنشينيد كه شنوندگان، شما را ببينند و صدايتان را بشنوند تا با استفاده از روش سمعي بصري، بر شنوندگان خويش تأثير بگذاريد. مثلاً مواظب باشيد پشت تابلو يا نوشته و يا دسته گلي كه روي ميز و تريبون سخنراني تان گذاشته اند، قرار نگيريد و پنهان نشويد.
  2. در صورت امكان، ميكروفون را به دست نگيريد و آن را در جاي مناسبي ثابت نگه داريد تا با آسودگي خاطر، سخنراني كنيد.
  3. مواظب باشيد كه با جيبهاي برآمده و يا پر از كاغذهاي يادداشت، سخنراني نكنيد. اين امر ممكن است كه يا توجه شنوندگان را به سوي خود جلب نمايد و يا مورد تمسخر ذهني آنان شود.
  4.  مي توانيد يادداشتهاي سخنراني تان را همراه خود داشته باشيد، ولي آنها را به گونه اي كنار ميز يا تريبون سخنراني خود بگذاريد كه در معرض ديد مخاطبانتان قرار نگيرند.
  5.  اگر يكي از شخصيتها يا بزرگان، به مجلس سخنراني شما وارد شوند و توجه شنوندگان را به سوي خود جلب كردند، مواظب باشيد كه اختيار مديريت مجلس را از دست ندهيد و در صورت لزوم، احترام لازم را به ايشان بگذاريد. مثلاً مي توانيد از شنوندگان خود بخواهيد كه يك صلوات بفرستند.
  6.  اگر در بين سخنراني تان نوشته اي به دست شما دادند، سعي كنيد بدون مكث و وقفه در سخن گفتن، آن را براي خود بخوانيد و چنانچه بايد دربارة آن سخني بگوييد و يا توضيحي بدهيد، در همان هنگام و يا در فرصتي كه مناسبتر است، اين كار را انجام دهيد.
  7. چنانچه شخصي در ميان سخنراني، از شما سئوالي كرد، در صورت امكان و ضرورت و با در اختيار گرفتن مديريت جلسه، آن سئوال را پاسخ دهيد و در غير اين صورت، به آن شخص بگوييد كه پس از سخنراني، پاسخ سئوالش را خواهيد داد.
  8.  اگر هنگام سخنراني، مطلب بعدي خود را فراموش كرديد، مطلب قبلي آن را تكرار كنيد و براي شنوندگانتان شرح دهيد و ضمن اين كار، به جستجوي مطلب بعدي در ذهن خود بپردازيد تا آن را به ياد آوريد. اين امر در خواندن مصراعها و يا بيتهاي بعدي يك شعر، فراوان پيش مي آيد.
  9.  اگر در محل سخنراني شما يا بيرون از آن، اتفاقي افتاد، آن را به گونه اي با سخنراني تان ارتباط دهيد يا در محل آن بكوشيد و يا حواس شنوندگان را به سوي سخنان خود جلب كنيد. مثلاً چنانچه صداي رعد و برق، توجه شنوندگان را به سوي خود جلب كرد، مي توانيد چنين بگوييد: «اميدواريم لطف الهي شامل حال ما شود و اين رعد و برق، به باران رحمت الهي تبديل گردد و كشاورزان ما را نيز خوشحال كند.»
  10.  جز در موارد ضرورت،  سعي كنيد از كلمة «من» كمتر استفاده نماييد و به جاي آن، كلمة «ما» را به كار گيريد تا بر تكبر و خودبزرگ بيني شما حمل نشود و سخنانتان را كم تاثير و يا با تأثير نكند. به طور نمونه، به جاي اينكه بگوييد: «من با فساد اخلاقي در اين منطقه مبارزه خواهم كرد»، بگوييد: «ما با فساد اخلاقي در اين منطقه مبارزه خواهيم كرد.»
  11.  گاهي نگاه كردن به ساعت از سوي شنوندگان و جابه جا شدن آنان در جاي خود و بستن دفتر و كتابهايشان با صداي بلند، نشان دهندة خستگي آنان است. پس، يا با ايجاد تنوع در سخنانتان، خستگي شان را برطرف نماييد و يا اصلاً  بهتر است به سخنان خود ادامه ندهيد و سخنراني تان را به پايان بريد.

مواد سخنراني

  1. براي سخنراني خود، مواد و مصالح لازم را تهيه و پي ريزي كنيد تا سخن شما از استحكام بيشتري برخوردار گردد. مواد مورد استفاده در سخنراني مي تواند از اين مواد باشد:

آيات؛

روايات؛

اصول منطقي و قواعد عقلي؛

قوانين علمي و تجربي؛

اشعار؛

تمثيلات؛

ضرب المثلها؛

سخنان بزرگان دين و دانش؛

لطايف و ظرايف؛

آمار و اخبار.

  1. دقت كنيد آيات، روايات، اصول عقلي، قوانين علمي، اشعار، داستانها و مانند آن را كه در سخنراني تان مورد استفاده قرار مي دهيد، با موضوع و محتواي سخنراني شما مطابقت داشته و مناسب باشند.
  2. مواظب باشيد اشعاري را كه در سخنراني تان مي خوانيد، از نظر محتوا، چينش، وزن، قافيه، تلفظ، سراينده و مانند آن صحيح باشند. مثلاً شعر:

«دلِ من در پي يك واژة بي خاتمه بود

اولين واژه كه آمد به نظر، فاطمه بود»

    گرچه زيباست، صحيح نيست؛ زيرا «واژگان بي خاتمه» اي وجود ندارد تا نخستين آنها حضرت فاطمه(س) باشند. يا شعرِ

«چون كه با كودك سرو كارت فتاد

پس زبان كودكي بايد گشاد»

   از «سعدي» نيست، بلكه از «مولوي» و چينش آن بدين صورت است:

            (چون كه با كودك سر و كارم فتاد

هم زبان كودكان بايد گشاد)

  يا شعرِ

«رخش لعل باد و دلش شاد باد

هميشه جهان را جهاندار باد»

   از نظر قافيه، صحيح نيست؛ زيرا پس از ناديده گرفتن «رديف» شعر كه كلمة «باد» است، دو كلمة«شاد» و «جهاندار» همقافيه نيستند. يا اگر دو كلمة «صاحب خبر» در شعر زيرين را به صورت «صاحب خبر تلفظ كنيد، شعر از نظر وزن با اشكال رو به رو خواهد شد:

«اي بي خبر بكوش كه صاحب خبر شوي

                اي راهرو نباشي كي راهبر شوي؟».

  1. داستانهاي مطرح شده در سخنراني بايد از نظر محتوا، درست و از نظر مدرك و مأخذ، معتبر باشند. به طور نمونه، داستان «جزيرة خضراء: محل زندگاني امام زمان(ع)» به آن گونه اي كه در برخي از كتابها نقل شده، طبق نظر شماري از بزرگان و محققان، هم از نظر محتوا مخدوش است و هم از نظر مأخذ نامعتبر است.
  2.  بكوشيد داستاني را كه در سخنراني تان نقل مي كنيد، آن قدر طولاني نباشد تا قسمت عمدة سخنانتان را در بر گيرد؛ بلكه داستان نقل شده را به صورت مختصر و مفيد و به دور از حشو و زوائد نقل نماييد.
  3. از داستانهايي استفاده كنيد كه جالب، تازه، نكته دار و انگيزه برانگيز باشند. به گونه اي كه شنونده همواره در پي آن باشد تا دنبالة داستان را بشنود و فرجام آن را بداند.
  4.  داستانهايي را كه در سخنراني نقل مي كنيد، گاهي از سه مرحله و قسمت «مقدمه»،«اوج» و «فرود» تشكيل مي شود. توجه به اين نكته و رعايت آن در سخنراني شايسته است.
  5. اگر آمار و اخباري را در سخنراني خود مطرح مي كنيد، توجه داشته باشيد كه صحيح و دقيق و معتبر باشند. و چنانچه از لطيفه ها و مطايبه هايي در سخنان خويش استفاده مي نماييد، مواظب باشيد كه ركيك و سخيف و مستهجن نباشند.
  6. از ضرب المثلهايي استفاده نماييد كه اغلب مخاطبانتان با معنا و كاربرد آن آشنا باشند. مثلاً مي خواهيد بـگوييـد كـه مقصود و مراد ما در كنارمان است و ما از آن بي خبريم، بگوييد: «آب در كوزه و ما تشنه لـبان مي گرديم»، تا اغلب و يا همة شنوندگان شما از اين ضرب المثلي كه به كار گرفته ايد، مقصود و مراد شما را دريابند.

نكات پايان سخنراني

  1. شايسته است كه در پايان سخنراني خود، پيام و يا پيامهايي را به صورت خلاصة سخنراني، به شنوندگان عرضه كنيد تا نتيجة سخنراني تان در ذهن آنان باقي بماند. به طور مثال، اگر موضوع سخنراني شما دربارة «روشهاي تربيت» است، پس از سخن گفتن كامل دربارة آنها، چنين بگوييد: «سخن امشب ما دربارة روشهاي تربيت به پايان رسيد و خلاصة سخن ما اين شد كه روشهاي تربيت عبارتند از: روش تدريجي، روش غيرمستقيم، روش الگويي و روش عملي».
  2.  آنچه را مي خواهيد بيش از ساير مطالب ديگر، در ذهن شنوندگانتان باقي بماند، در پايان سخنراني خود بياوريد. مثلاً اگر بحث شما در زمينة «مسايل تربيتي» و با عنوانهاي «تعريف تربيت»، و «ارزش و اهميت تربيت»، «آثار و فوايد تربيت» ، «اقسام تربيت» ،«ويژگيهاي مربي» ،  «محيطهاي تربيتي» و  «روشهاي تربيت» است و مي خواهيد «ويژگيهاي مربي» ، بيش از عنوانهاي ديگر، در ذهن مخاطبانتان باقي بماند، آن را در پايان سخنراني خود مطرح كنيد.
  3.  مانند آغاز سخنراني، در پايان سخنان خود نيز مي توانيد عبارات و جملات زيبايي را برگزينيد. به طور مثال، چنانچه موضوع سخنراني شما دربارة  «امام زمان(ع)» است،  مي توانيد اين جملة زيبا را بگوييد: «خوشا آنان كه در درس انتظار يك جمعه هم غيبت نكردند.[2]». و در صورتي كه موضوع سخنراني تان دربارة «تمسك به قرآن و عتـرت» است، مي توانيد اين جملة زيبا را بگوييد: «صفاي قرآن و مروة عترت، ما را به كعبة مقصود مي رساند.[3]»

 

  1.  بكوشيد در پايان سخنراني تان، از بزرگان، شخصيتها و كساني كه در سخنراني شما شركت كرده اند، به گونه اي درخور ولي بدون اغراق ريا، تشكر و قدرداني نماييد. به طور نمونه، مي توانيد چنين بگوييد: «از شخصيتهاي مذهبي، فرهنگي، علمي، سياسي، بزرگان، علماء و همة كساني كه از راههاي دور و نزديك، قدم رنج حاج فرید | پنج شنبه 04 آبان 

افزودن دیدگاه جدید

Filtered HTML

  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <blockquote> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA ی تصویری

برنامه های آینده:

    پرسش و پاسخ

    آخرین پیام های پاسخ داده شده:

    صفحه‌ها

    مقالات